اصول موفقیت در بازارهای مالی
و نوع سرمایه گذاری باید توسط معامله گر رعایت شوند تا در مدت زمان کمتر، بازدهی بیشتری را کسب کند.
معاملات روزانه خود را یادداشت کنید:
یکی از بهترین روشهایی که می تواند به طرز معجزه آسایی معاملات شما را بهبود بخشد و به شکل باورنکردی باعث پیشرفت شما
در پوزیشن گیری شود یادداشت برداری از معاملات روزانه است. این کار باعث می شود در هر معامله افکار و اقدامات خود را همچنان
دنبال کنید و استراتژی معاملاتی خود را بهبود ببخشید. این ارزیابی ساده در طول مدت فقط 26 روز، نتایج شگرفی برای شما دارد.
چند نمونه از سرفصل های مربوط به یک دفترچه معاملاتی :
1-تاریخ
2-زمان
3-قیمت در لحظه ی ورود
4-حجم (lot) معاملاتی که باز شده اند
5-سطح حد ضرر اولیه یا نهایی(استاپ)
6-دلیل وارد شدن به معامله
7-سطح حد سود اولیه یا نهایی(اگر وجود دارد)
8-قیمت در لحظه ی خروج
9-دلیل خارج شدن از معامله
10-نتیجه معاملات
بعضی از سوال هایی که باید از خودتان بپرسید :
1-بازار بعد از ورود من به پوزیشن ، چگونه حرکت کرده است؟
2-اگر معامله سود آور بود ، بازار تا کجا مخالف با من حرکت کرده است ؟
3-اگر معامله با ضرر بسته شده بود، قبل از معکوس شدن تا چه اندازه سودآور بوده است؟
4-استاپ لاس من در شروع و در پایان ترید کجا بود؟
5-جهت روند (trend) زمانی که من معامله را آغاز کردم روی نمودارهای روزانه کجا بود؟
6-اگر معامله سودآور بود، من تا چه اندازه از این حرکت سودآور استفاده کردم؟
7-من چقدر به نقطه ایده آل ورودی مربوط به حرکت بازار نزدیک بودم و چگونه می توانم آن را ارتقا ببخشم؟
8-آیا بعد از ورود من به بازار، خبر یا فاکتور دیگری درباره حرکت بازار منتشر شد؟
9-آیا می توانستم ترید را بهتر مدیریت کنم؟
10-آیا سایز معاملات من خوب بوده یا نیاز به تنظیم دارد؟
البته اینها فقط چند مثال بودند . زمانش که برسد ,شاید نیاز پیدا کنید که اطلاعات بیشتری را ثبت کنید
یا از خودتان سوالات دشوارتری بپرسید .
اما بررسی اقداماتتان بهترین راه است که ببینید آیا نیازی به تغییر یا ارتقاء عملکرد یا استراتژی معاملاتی تان هست یا خیر .
مطمئنا ، موجودی حساب تان هر ماه به شما میگوید که آیا اقدامی که انجام می دهید منطقی است یا خیر ، اما پیشرفت کردن
کلید یک تجارت موفقیت آمیز است و داشتن دفترچه ای از اقدامات و افکارتان نیز بهترین روش برای آنالیز دقیق تصمیمات تجاری تان
در بازارهای مالی است.
که میتوانید از این فایل جهت طراحی پلن معاملاتی خود استفاده کنید.
واقع بین باشید
شاید سخت ترین و در عین حال مهمترین نکته برای معامله گران مبتدی واقع بین بودن آنها باشد. من متاسفم اما باید به شما بگویم
که شما نمیتوانید شغل خود را رها کرده و با یک حساب 2 هزار دلاری به ساحل بروید. اگر سایت و یا فردی همچین چیزی را به شما
گفت شما باید از آنها دوری کنید زیرا آنها کلاهبردار هستند و هیچ سرنخی از انچه در موردش صحبت میکنند ندارند.
آیا شما میتوانید مقدار زیادی پول از راه معامله گری در بازار کسب کنید؟
بله مطمئنا
شاید هیچ حرفه دیگری در دنیا همچین پتانسیل بالایی مانند معامله گری نداشته باشد اما هزینه زیادی باید پرداخت و کار آسانی
نیست حد اقل از نظر ذهنی آسان نیست. شما با انواع مختلفی از تله های ذهنی و اشتباهات عمدی در راه معامله گری
روبرو خواهید شد.
واقع بینی چیزی است که شما را در مسیر موفقیت در معامله گری قرار میدهد.
از اینکه معامله ای در خلاف جهت شما حرکت کند واهمه ای نداشته باشید
این خیلی مهم است برای اینکه اکثرمعامله گران مخصوصا اماتورها با دیدن نشانه های اولیه از حرکت قیمت در خلاف جهت آنها
دچار ترس و عکس العمل شدید میشوند. این مشکل در حساب واقعی بسیار بیشتر از حساب مجازی میباشد که به علت تفاوت
احساس در آنهاست بهر حال این یک مشکل است و نیاز به راه حل دارد.
حرکت بازار در خلاف جهت شما طبیعی است. من معاملاتی داشته ام که تا 5 پیپی حد ضرر رفته و پس از آن برگشته و سود زیادی
نصیبم کرده است اگر من میترسیدم و پوزیشن خود را قبل از فعال شدن حد ضرر می بستم نه تنها ضرر میکردم بلکه سود زیادی هم
از دست میدادم پس این دلیل اصلی میباشد که چرا باید بگذارید بازار حرکت خود را بکند و تنها به این دلیل که در خلاف جهت شما
حرکت کرده است معاملات خود را نبندید.
این واقعا بسیار ساده است تنها شانس موفقیت معاملهگران خرد حد ضرر خود را به طور منطقی و در جای امنی قرار دهید حجم معاملات خود را مدیریت کنید و
ریسک دلاری شما مقداری باشد که با از دست دادن آن مشکلی نداشته باشید و اجازه دهید معامله پیش برود معاملات خود را
خیلی جزیی مدیریت نکنید فقط اجازه دهید بازار کار خود را بکند شما هم بروید سراغ تفریح و استراحت خود و روز بعد معاملات خود را
گاهی هیچکاری نکردن با پوزیشن ها بهترین حرکت است.
بدون آموزش وارد نشوید
همیشه برای من جالب بوده است که چگونه بعضی از افراد بدون آموزش و تمرین میخواهند سرمایه خود را در معرض ریسک قرار دهند
و پس ازانکه مقداری از پول خود را از دست دادند تصمیم میگیرند که آموزش ببینند. مانند این است که بدون آموزش خلبانی هواپیما
برانیم که منجر به صدمه دیدن و مرگ خواهد شد و پس از آنها شما تصمیم خواهید گرفت که آموزش ببینید.
بیشتر معامله گران کار مشابهی را با حسابشان میکنند مانند آنها نباشید. سرمایه خود را در ابتدا صرف اموزش بکنید قبل از هرچیزی
یاد بگیرید که درست معامله کنید و پس از ان پول برای شما جذاب خواهد شد. قبل از آموزش خلبانی خلبانی نکنید.
حس و حال معامله گر در زمان معامله مهم است
اگر شما هم زیاد معامله میکنید حتما چنین احساساتی را تجربه کردهاید. در واقع، باید به حس و حال خود در زمان انجام معامله
توجه کنید. هیچ کس شما را مجبور به انجام معامله نکرده است، بنابراین اگر به طور مثال کمی سر درد دارید، آن روز را کار نکنید
و به خود استراحت دهید. سعی کنید کار متفاوتی انجام دهید، مثلا کتابی را که مدتها است از کتابخانه امانت گرفته اید و مهلت
آن تمام شده است، تحویل دهید. رفتن به یک پیک نیک هم خوب است.
خواهید دید که بدون هیچ تلاش اضافی همه چیز بهتر پیش خواهد رفت.
یاد بگیرید فقط هنگامی که از چارچوب ذهنی و روحی خوبی برخوردار هستید، معامله انجام دهید.
از این طریق، تصمیمات شما دیگر متاثر از احساسات شما نخواهند بود و در نهایت خواهید توانست با قاطعیت و موفقیت بیشتری
به معاملاتتان ادامه دهید.
حد ضرر خود را خیلی نزدیک قرار ندهید
این خیلی مهم است ومعامله گران سرمایه زیادی از دست میدهند تا این نکته را بفهمند شما باید حد ضرر خود را در فاصله امنی
از نقطه ورود خود قرار دهید. اگر شما حد ضرر خود را خیلی نزدیک قرار دهید قبل از اینکه شانس داشته باشید که بازار تنها شانس موفقیت معاملهگران خرد تنها شانس موفقیت معاملهگران خرد در جهت شما
حرکت کند از بازار خارج خواهید شد. به عبارت دیگر ایده معاملاتی شما شاید درست باشد ولی بخاطر اینکه حد ضرر شما خیلی
نزدیک بود قبل از نوسان خاصی از بازار خارج شدید.
** توصیه های ویلیام گن به معامله گران **
1-هرگز اجازه ندهید یک معامله سودآور وارد زیان شود. وقتی سود شما به 3 واحد و بیشتر از آن رسید
نقطه توقف ضرر را به جایی که نه سود و نه زیان باشد بیاورید
2-سرمایه تان را به 10 بخش مساوی تقسیم کنید و هرگز بیشتر از یک دهم سرمایه تان را برای یک معامله به ریسک نیاندازید
3-برای سفارشات حد ضرر تعیین کنید: همیشه با قراردادن حد ضرر نقطه در فاصله 3 تا 5 واحد اقدام به خرید کنید
4-هرگز بیش از سرمایه تان اقدام به خرید نکنید. این امر را به عنوان قانون تغییر ناپذیر خود در بازار قرار دهید.
5-بر خلاف روند بازار معامله نکنید.هرگز تا وقتی از روند بازار (صعودی یا نزولی بودن روند در نمودار) مطمئن نشدید
اقدام به خرید و فروش نکنید.
6-وقتی شک کردید از بازار خارج شوید و تا زمانی که تردید دارید وارد بازار نشوید
7-تنها سهامی که فعال هستند را خرید کنید . سراغ سهامی که حرکت آهسته ای دارند یا تنها شانس موفقیت معاملهگران خرد متوقف هستند نروید.
8-ریسک را به نسبت مساوی تقسیم کنید. در صورت امکان 4 یا 5 سهم را خریداری کنید. از اینکه تمامی سرمایه تان را
تنها روی یک سهم سرمایه گذاری کنید به شدت پرهیز کنید.
9-هرگز سفارش هایتان را محدود نکنید یا روی یک قیمت ثابت خرید و فروش انجام ندهید. بر اساس قیمت بازار معامله کنید.
10-معامله هایتان را بدون وجود یک دلیل خوب نبندید. با تعیین نقطه توقف زیان برای معامله هااز سودتان محافظت کنید.
ادامه توصیه های ویلیام گن به معامله گران
11-دخیره سازی کنید. بعد از اینکه یک سری از معاملات موفق را تجربه کردید بخشی از سودتان را در حسابی خاص
پس انداز کنید و فقط در پیشامدهای ناگهانی و نا خوشایند از آن استفاده کنید.
12-هرگر تنها برای به دست آوردن سود یک سهم ، آن را تنها شانس موفقیت معاملهگران خرد خریداری نکنید
13 -هرگز از زیان میانگین نگیرید. این بزرگترین اشتباهی است که یک معامله گر می تواند مرتکب شود.
14-هرگز تنها برای اینکه صبرتان تمام شده است بازار را ترک نکنید یا به دلیل اینکه تحمل صبر را ندارید وارد بازار نشوید.
15-همیشه از سودهای کوچک در مقابل زیان های بزرگ بپرهیزید.
16-هرگز حد ضرر یک سفارش را حذف نکنید.
17-هنگام خرید سهامی را انتخاب کنید تنها شانس موفقیت معاملهگران خرد که کمترین حجم عرضه را دارند و برای فروش سهامی که بیشترین عرضه را دارند
در اولویت قرار دهید.
18-هرگر اقدام به Hedge (خرید و فروش تامینی) نکنید. اگر مالک سهامی هستید که قیمت آن شروع به پایین امدن کرده است
هرگز سهام دیگرتان را نفروشید تا زیان آن را جبران کنید. از بازار خارج شوید زیان تان را متقبل شوید
و در انتظار یک موقعیت مناسب دیگر بمانید.
19-هرگز موقعیت تان دربازار را بدون یک دلیل خوب عوض نکنید. هنگامیکه معامله می کنید آن را براساس یک سری دلایل مناسب
یا برنامه ای مدون به انجام برسانید و تا زمانی که یک نشانه روشن از تغییر در روند را ندیده اید از بازار خارج نشوید.
20 -از افزایش ناگهانی معاملات بعد از یک دوره موفق و سودآور در معامله پرهیز کنید.
دلایلی که معامله گران فارکس پول خود را از دست می دهند
یک واقعیت رایج این است که تعداد قابل توجهی از معامله گران فارکس شکست می خورند. وب سایت ها و وبلاگ های مختلف حتی تا آنجا پیش می روند که می گویند ۷۰٪، ۸۰٪ و حتی بیش از ۹۰٪ از معامله گران فارکس پول خود را از دست می دهند و در نهایت کار را ترک می کنند.
وب سایت فارکس DailyFX دریافت که بسیاری از معامله گران فارکس به خوبی در بازار عمل می کنند، اما معامله گران جدید هنوز زمان سختی برای به دست آوردن جایگاه در این بازار دارند. در این مقاله برخی از رایج ترین دلایلی را به شما نشان می دهم که چرا معامله گران فارکس پول خود را از دست می دهند و می تواند به شما کمک کند تا به آن درصد از معامله گران برنده تبدیل شوید.
۱.دوستی با بازار
بازار چیزی نیست که بتوانید آن را شکست دهید، بلکه چیزی است که وقتی یک روند برای آن تعریف می شود، درک می کنید و به آن ملحق می شوید. در عین حال، بازار چیزی است که می تواند شما را متزلزل کند، اگر بخواهید با سرمایه بسیار کم چیزهای زیادی از آن به دست آورید. داشتن طرز فکر “شکست دادن بازار” اغلب باعث می شود معامله گران به معامله کردن بیش از حد تهاجمی یا خلاف روندها بروند، که دستور العمل مطمئنی برای فاجعه است.
۲.سرمایه راه اندازی کم
اکثر معامله گران ارز به دنبال راهی برای رهایی از بدهی یا کسب درآمد آسان هستند. معمولاً بازاریابهای فارکس شما را تشویق میکنند که حجم بزرگی را معامله کنید و تنها شانس موفقیت معاملهگران خرد از اهرم بالا برای ایجاد بازده بزرگ در مقدار کمی از سرمایه اولیه استفاده کنید.
برای بدست آوردن مقداری پول باید مقداری سرمایه داشته باشید و این امکان برای شما وجود دارد که در کوتاه مدت، بازدهی معوقی را با سرمایه محدود ایجاد کنید. با این حال، تنها با مقدار کمی سرمایه و ریسک بزرگ به دلیل اهرم بیش از حد بالا، با هر نوسانی که در بازار بالا و پایین میرود و شما احساسی خواهید شد.
شما می توانید این مشکل را با خرید و فروش با سرمایه بسیار کم حل کنید. این محدودیت برای کسی که میخواهد تریدری را با بند کفش شروع کند، مشکل سختی است. ۱۰۰۰دلار مبلغ معقولی برای شروع کار و انجام معامله بسیار کوچک( میکرو لات یا کوچکتر) است. در غیر این صورت، شما فقط خودتان را برای فاجعه احتمالی آماده می کنید.
۳.شکست در مدیریت ریسک
مدیریت ریسک برای بقای یک معامله گر فارکس، کلیدی است. شما می توانید یک معامله گر بسیار ماهر باشید و همچنان با مدیریت ضعیف ریسک نابود شوید. شغل شماره یک شما کسب سود نیست، بلکه محافظت از آنچه دارید است. با کاهش سرمایه شما، توانایی شما برای کسب سود از بین می رود.
برای مقابله با این تهدید و اجرای مدیریت ریسک خوب، حد ضرر خود را قرار دهید و پس از کسب سود معقول، آن را جابجا کنید. در مقایسه با سرمایه حسابتان، از اندازه های متفاوت لات استفاده کنید که معقول باشد. بیشتر از همه، اگر معامله ای دیگر معنی ندارد، از آن خارج شوید.
۴.تسلیم شدن به طمع
برخی از معامله گران احساس می کنند که باید تا آخرین تنها شانس موفقیت معاملهگران خرد پیپ را از یک حرکت در بازار خارج کنند. هر روز پولی در بازارهای فارکس به دست می آید. تلاش برای گرفتن آخرین پیپ قبل از چرخش روند یک جفت ارز میتواند باعث شود که موقعیتهای طولانی مدت خود را حفظ کنید و باعث شود معامله ی سودآوری را که دنبال میکنید از دست بدهید.
راه حل واضح به نظر می رسد: حریص نباشید. خوب است که برای یک سود معقول شلیک کنید، اما پیپ های زیادی برای دور زدن وجود دارد. ارزها هر روز به حرکت خود ادامه می دهند، بنابراین نیازی به دریافت آخرین پیپ نیست. فرصت بعدی درست در گوشه و کنار است.
۵.معامله کردن عجولانه
گاهی اوقات ممکن است متوجه شوید که از پشیمانی معاملاتی رنج میبرید، که زمانی اتفاق میافتد که معاملهای که باز میکنید فوراً سودآور تنها شانس موفقیت معاملهگران خرد نیست و شروع به گفتن با خود میکنید که مسیر را اشتباه انتخاب کردهاید. سپس معامله خود را می بندید و آن را معکوس می کنید، فقط می بینید که بازار به مسیر اولیه ای که انتخاب کرده اید برمی گردد. در این صورت، باید یک جهت را انتخاب کنید و به آن پایبند باشید. همه این جابهجاییها باعث میشود تا زمانی که سرمایه سرمایهگذاری شما تمام شود، به طور مداوم بخشهای کوچکی از حساب خود را از دست بدهید.
۶.تلاش برای انتخاب بالا یا پایین
بسیاری از معامله گران جدید سعی می کنند نقاط عطف را در جفت ارزها انتخاب کنند. آنها معامله ای را روی یک جفت انجام می دهند و با ادامه دادن معامله در مسیر اشتباه، به افزایش موقعیت خود ادامه می دهند، و اطمینان دارند که روند به زودی در شرف تغییر است. اگر به این ترتیب معامله کنید، در نهایت با قرار گرفتن در معرض بسیار بیشتر از آنچه که برای آن برنامه ریزی کرده بودید، همراه با یک معامله وحشتناک منفی مواجه خواهید شد.
بهتر است با روند معامله کنید. ارزش این را ندارد که بدانید از بین ۱۰ تلاش یک پایین را به درستی انتخاب کرده اید. اگر فکر می کنید روند در حال تغییر است و می خواهید معامله ای را در جهت ممکن جدید انجام دهید، منتظر تایید تغییر روند باشید.
اگر می خواهید موقعیتی را در پایین کسب کنید، پایین را در یک روند صعودی انتخاب کنید، نه در یک روند نزولی. اگر میخواهید موقعیتی را در بالا باز کنید، زمانی که بازار در حال انجام یک حرکت اصلاحی بالاتر است، یک بالا را انتخاب کنید، نه یک روند صعودی که بخشی از یک روند نزولی بزرگتر است.
۷.امتناع از اشتباه کردن
این طبیعت انسان است که بخواهد حق با شما باشد، اما گاهی اوقات شما اینطور نیست. به عنوان یک معامله گر، فقط باید بپذیرید که گاهی اوقات اشتباه می کنید و به جای چسبیدن به ایده درست بودن و پایان دادن به یک حساب معاملاتی با تراز صفر، بپذیرید و ادامه دهید.
انجام دادن این کار سخت است، اما گاهی اوقات فقط باید اعتراف کنید که اشتباه کرده اید. یا به دلایل اشتباه وارد معامله شده اید، یا آنطور که برنامه ریزی کرده بودید انجام نشد. در هر صورت، بهترین کار این است که اشتباه را بپذیرید، معامله را کنار بگذارید و به سمت فرصت بعدی بروید.
۸.خرید سیستمی
بسیاری از سیستم های به اصطلاح معاملات فارکس برای فروش در اینترنت وجود دارد. برخی از معاملهگران به دنبال سیستم معاملاتی فارکس ۱۰۰ درصد دقیق همیشه گریزبدون ریسک هستند. آنها به خرید سیستمها و امتحان کردن آنها ادامه میدهند تا در نهایت تسلیم شوند و تصمیم بگیرند که راهی برای برنده شدن وجود ندارد.
به عنوان یک معامله گر جدید، باید بپذیرید که چیزی به نام ناهار رایگان وجود ندارد. برنده شدن در معاملات فارکس مانند هر چیز دیگری نیازمند کار است. شما می توانید با ایجاد روش، استراتژی و سیستم خود به جای خریدن سیستم های بی ارزش در اینترنت از بازاریاب های نه چندان معتبر، به موفقیت دست پیدا کنید.
سخن پایانی
در اینجا ما دلایل اصلی شکست معامله گران فارکس و از دست دادن پول را توضیح دادیم، همراه با اقداماتی که معامله گران برای جلوگیری از وقوع آنها باید انجام دهند. مطالعه سخت، تحقیق و تطبیق با بازارها، تهیه برنامه های معاملاتی کامل و در نهایت مدیریت صحیح سرمایه می تواند منجر به سودآوری شود. این مراحل را دنبال کنید تا شانس شما برای موفقیت مداوم در معاملات به طور چشمگیری بهبود می یابد!
آیا واقعا لیاقت رسیدن به موفقیت در معاملهگری را دارید؟
مهم نیست در مورد جمله تیتر مقاله چه فکری میکنید.
این جمله حقیقت دارد و اگر به خواندن ادامه دهید دلیل این ادعا را میفهمید.
ثروتمندان و افراد موفق در این دنیا، از جمله تجار، ورزشکاران حرفهای، ستارههای سینما و مواردی از این دست، همه سزاوار پول و موفقیتی هستند که در زندگی خود به دست آوردهاند.
تقریباً در همه موارد، آنها سختتر و هوشمندانهتر از ۹۹ درصد افراد دیگر کار میکنند و همچنین اموری را انجام میدهند که ۹۹% مردم از انجام آن سر باز میزنند. آنها ریسک میکنند، زمان، تلاش و پول را سرمایهگذاری میکنند و مطالعه و تمرین دارند و همیشه در حال کامل کردن مهارت خود هستند. چه به طور مستقیم یا غیرمستقیم، آنها در اکثر ساعات بیداری خود در حال تلاش برای تبدیل شدن به بهترین هستند.
بزرگترین تفاوت بین یک فرد موفق و یک فرد ناموفق تقریباً همیشه در سطح وظیفه شناسی نسبت به کار و آگاهی از آنچه که باید انجام شود و نحوه زمانبندی آن است. این بدان معناست که آنها همیشه به دنبال یادگیری و جذب دانش و اطلاعات جدید هستند و برای رسیدن به جایی که میخواهند و رویایش را دارند، تلاش میکنند و به دنبال راهحل و پاسخ برای مشکلات و چالشهایی هستند که با آنها روبرو میشوند. افراد ثروتمند و موفق با کاری که انجام میدهند، زندگی میکنند و نفس میکشند. آنها پرشور هستند و معمولاً کسانی هستند که آمادگی انجام هر کاری از جمله ریسکهای لازم برای رسیدن به نتیجهای که میخواهند را دارند.
این بهای آزادی و سبک زندگی در معاملهگری، کسب و کار، ورزش، مدیر اجرایی، مدیر عامل سطح بالا، یا هر چیز دیگری است که شما انتخاب میکنید. اکثریت کسانی که در نهایت به زندگی خوب دست مییابند لایق زندگی خوب هستند، نه به این دلیل که آن را به ارث بردهاند، بلکه به این دلیل که برای به دست آوردن آن از بقیه تلاش بیشتری کردهاند.
از این موارد چه برداشتی میکنید؟ فکر میکنید در حال حاضر در کجای زندگی در مورد افزایش سطح وظیفهشناسی خود قرار دارید، سطح آگاهی شما چقدر است؟ با خودتان صادق باشید، اگر اضافه وزن دارید، آیا سزاوار اضافه وزن هستید و یا اینکه غذای سالم میخورید و به طور منظم ورزش میکنید؟ آیا در مورد سلامت و تغذیه مطالعه میکنید؟ اگر نه، پس احتمالاً لایق اضافه وزن هستید. آیا دائماً در مورد بازارها تحقیق میکنید، آیا دورهای میگذرانید و به دنبال مربی میگردید، آیا هر روز بازار و نمودارها را بررسی میکنید؟
پس از شنیدن این مقدمه کوتاه در مورد طرز فکر، رفتار و عمل افراد موفق و ثروتمند، آیا فکر میکنید در این مرحله واقعاً شایسته موفقیت در معاملهگری و سبک زندگی آن هستید؟ آیا واقعاً آنچه را که لازم است انجام میدهید؟
اگر این طور نیست، به خواندن ادامه دهید…
حتی اگر هنوز ثروتمند نیستید، حتی اگر هنوز موفق نشدهاید، حتی اگر فقط هزار دلار در حساب معاملاتی خود دارید، باید طوری رفتار کنید که گویا یک میلیونر هستید. باید طوری رفتار کنید که گویا موفق شدهاید. در اینجا به شما کمک میکنیم چطور چنین رفتاری داشته باشید. امیدواریم این مقاله شما را به این باور نزدیک کند که شما شایسته هستید که بر بازی معاملهگری، سرمایهگذاری، تجارت و هر حرفهای را که انتخاب میکنید تسلط داشته باشید.
آیا اصلا میدانید چرا معامله میکنید و چه چیزی از آن میخواهید؟
خندهدار است که بسیاری از معاملهگران، اگر نگوییم اکثر معاملهگران، نمیدانند چرا حتی میخواهند معامله کنند و تنها به گفتن جمله «من میخواهم پول در بیاورم» بسنده میکنند. این مسئله خود، یک مشکل بزرگ است.
اگر نمیدانید به کجا میروید، چه اهدافی دارید، چگونه میتوانید برای رسیدن به آنها برنامهریزی کنید؟ شما به یک بیانیه ماموریت نیاز دارید که شفاف کند دلیل(های) شما برای معامله چیست. نباید بدون نقشه و آمادگی قبلی معاملهای را انجام دهید و بعد منتظر بمانید ببینید چه اتفاقی میافتد زیرا در این صورت شما معامله نمیکنید، بلکه قمار میکنید.
نکته: بیانیه مأموریت (mission statement) سند تدوین شدهای است که اهداف باثبات و منحصر به فرد سازمان را تعریف میکند: اینکه چرا سازمان وجود دارد، اهداف آن چیست، میخواهد به چه چیزی برسد.
شما باید معاملهگری را جدی بگیرید چرا که پول واقعی و زندگی واقعی شما به آن وابسته است. معاملهگری یک بازی کوچک سرگرم کننده نیست که ما در اینترنت انجام میدهیم. معاملهگری یک تجارت در بزرگترین صحنه دنیا است. در بازارهای مالی اگر به درستی آماده نباشید، خُرد خواهید شد.
آماده بودن و درست بازی کردن به این معنی است که میدانید چرا معامله میکنید و دقیقاً هدف نهایی شما چیست، و این هدف نمیتواند فقط سریع پولدار شدن باشد. اجازه دهید صادقانه بگویم، شما قرار نیست سریع درآمد داشته باشید و ثروتمند شوید مگر اینکه فوق العاده خوش شانس باشید. اگر برای کسب درآمد در بازارها به شانس متکی باشید، در واقع قمار میکنید و خبر بد اینکه در نهایت تمام سرمایه خود در حساب معاملاتیتان را از دست خواهید داد.
به تنها شانس موفقیت معاملهگران خرد عنوان مثال، هدفی که شخصی از معاملهگری دارد میتواند چیزی شبیه این باشد: «من میخواهم جریانهای درآمدم را متنوع کنم و علاوه بر کار اداری (کارمندی روزانه)، راه دیگری برای کسب درآمد به دست بیاورم، بنابراین اولین هدف من این است که فقط مکملی برای درآمد ماهانهام داشته باشم. این یک هدف تعریف شده مشخص است که خیلی بلندپروازانه نیست. اغلب اوقات، معاملهگران با اهداف غیرواقعی مانند «میخواهم فوراً کارم را رها کنم و روزانه هزار دلار درآمد داشته باشم» شروع میکنند. این نوع اهداف مفید نیستند چرا که واقعبینانه نیستند.
تشنگی شما برای دانش باید سیریناپذیر باشد
به احتمال زیاد وارن بافت (Warren Buffet) هنوز هم بخش بزرگی از روزش را به مطالعه اختصاص میدهد. او با وجود اینکه تقریباً ۹۰ سال دارد و یکی از ثروتمندترین افراد زنده است، به محل کار میرود و به مطالعه در زمینه صنعت و مهارت خود میپردازد. بسیاری از مردم اگر به اندازه وارن بافت پول داشتند، از دههها پیش با تلاش و انرژی کمتری به کار خود ادامه میدادند، اما او نه، و به همین دلیل است که بافت در کاری که انجام میدهد، بهترین است.
تایگر وودز (Tiger Woods) با وجود اینکه به هر موفقیتی که هر گلفباز حرفهای آرزوی آن را دارد، دست یافته، اما هنوز هم به طور منظم گلف تمرین میکند. بیشتر مردم در این مرحله از تمرین کنارهگیری میکنند و به یک زندگی پر از آسایش و تجمل روی میآورند. یک انگیزه درونی، رقابت، اشتیاق در درون این افراد وجود دارد که منجر میشود افرادی همچون تایگر، وارن و بسیاری دیگر خود را وقف حرفه خود کنند. آنها به همان اندازه و به هر آنچه که در ابتدا و قبل از موفقیت به کار خود متعهد بودند، در حال حاضر نیز پایبند هستند و این چیزی است که برای رسیدن به موفقیت در هر کاری لازم است.
این سوال را از خود داشته باشید: آیا دائماً به دنبال افزایش دانش، مهارت و وظیفهشناسی در معاملهگری هستید؟ راستش را بخواهید، حتی نباید احساس کنید که این کاری است که مجبور هستید انجام دهید، شما باید عمیقا خواستار انجام آن باشید. اگر آن میل ذاتی در شما وجود ندارد، پس شاید لیاقت این را ندارید که یک معاملهگر موفق باشید و شاید باید زمان و تلاش خود را صرف کاری متفاوت بکنید.
آیا فقط برای قمار معامله میکنید یا برای کسب درآمد طولانی مدت؟
آیا میخواهید در بلندمدت پول در بیاورید یا فقط برای قمار اینجا هستید؟ ممکن است بگویید معاملهگری را به عنوان راه کسب درآمد برای بلند مدت در نظر دارید، اما اینکه چگونه معامله میکنید و هنگام برنامهریزی و انجام معامله چه احساسی دارید، چیزهای زیادی در مورد شما فاش میکند.
اگر برنامه معاملاتی ندارید، پس در حال برنامه ریزی برای شکست هستید. اگر دائماً در مورد خودتان تردید دارید و به تصمیمهایتان اطمینان کمی دارید، احتمالاً استراتژی مؤثری را یاد نگرفتهاید و برنامه معاملاتی هم ندارید.
معاملهگری روزانه (Day Trading) تقریباً همواره به قمار ختم میشود چرا که این نوع معاملهگران همیشه نمودارها و تغییرات پیوسته قیمتها را زیر نظر دارند، بطوریکه وسوسه انجام معاملات احمقانه برای اکثر افراد قویتر از آن است که بر آن غلبه کنند. اگر میخواهید درآمد درازمدت داشته باشید، باید پوزیشن تریدینگ (Position Trading) را یاد بگیرید که در آن معاملات را به طور متوسط بین یک تا سه روز و یا یک تا سه هفته باز نگه داشته میشوند.
معاملهگری روزانه بر طرز فکر اعتیاد به معاملهگری تأثیر میگذارد که طرز فکر یک معاملهگر حرفهای نیست. معاملهگران حرفهای برای هیجان معامله نمیکنند، بلکه برای اهداف معامله میکنند و برنامهای برای رسیدن به آن اهداف دارند. برخی از افراد میتوانند معاملهگری روزانه را با موفقیت انجام دهند، اما تعداد آنها بسیار کم است، چرا که این کار توانایی انسان را برای کنترل نفس شاید بیش از هر چیز دیگری روی زمین آزمایش میکند. معاملهگران حرفهای از معاملهگری لذت میبرند، اما به شرطی که حساب شده و منظم باشد، نه احساسی و نامنظم.
آیا با معاملهگری مانند یک تجارت رفتار میکنید و برای معاملهگری برنامه دارید؟
ممکن است این حرف تکراری باشد اما دلیل تکرار آن اهمیت بسیار زیاد آن است. شما باید برای معاملهگری خود برنامه داشته باشید. اگر برنامه معاملاتی ندارید، باید در اسرع وقت آن را بسازید.
هر کسب و کاری برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده خود احتیاج به برنامه دارد و معاملهگری نیز نباید متفاوت باشد. بسیاری از معاملهگران (بیشتر معاملهگران) به سادگی با خواندن چند مقاله در سایتها تصور میکنند معاملهگری را یاد گرفتند و سپس شروع به ریختن پول خود در یک حساب میکنند و به معاملهگری میپردازند. به همین دلیل است که پول خود را از دست میدهند و به همین دلیل است که سزاوار موفقیت در معاملهگری نیستند.
آیا مانند یک فرد موفق فکر و عمل میکنید؟
اگر فکر نمیکنید و باور ندارید که قبل از اینکه واقعاً به موفقیت برسید، لایق موفقیت در معاملهگری هستید، چگونه انتظار دارید که آن را به دست خواهید آورد؟ تنها راه برای شروع درست انجام هر کاری، این است که ابتدا باور داشته باشید که لیاقتش را دارید و به آن خواهید رسید. شما باید مانند یک انسان موفق فکر کنید و رفتار کنید تا در نهایت تبدیل به آن شوید.
آیا شما مانند یک مدیر باتجربه صندوق پوشش ریسک (Hedge Fund) معامله میکنید؟ آیا شما آرام و حواس جمع و حسابگر هستید؟ آیا احساسات و بالا و پایینهای ذهنی را از معامله حذف میکنید؟ اگر نه، باید روی این موارد کار کنید تا مستحق موفقیت در کارتان شوید.
آیا شما به شدت منضبط و متمرکز هستید؟
برای این که در معاملهگری سزاوار موفقیت باشید، باید زمان و تلاش لازم برای چنین پاداشی را نیز صرف کنید. ممکن است نخواهید این را بشنوید، اما اگر میخواهید خود را در موقعیتی قرار دهید که مستحق موفقیت در معاملهگری باشید، باید به طرز بیمارگونه منظم باشید و تمرکز بسیار بالایی داشته باشید. قرار نیست موفقیت برای شما رخ دهد تنها به این دلیل که فکر میکنید بیشتر از بقیه آن را میخواهید. هیچ شخصی در این دنیا وجود ندارد که دوست نداشته باشد بتواند به طور مداوم در بازارها پول به دست آورد، بنابراین فقط خواستن زیاد نمیتواند منجر به موفقیت شود.
با ترید چه چیزی به دست میآوریم؟ یک پاسخ متفاوت
با ترید چه چیزی به دست میآوریم؟ شاید تعجب کنید که چرا باید این سؤال «مسخره» را میپرسیدم. البته که مردم برای سود معامله میکنند، این طور نیست؟ اما نه. پاسخ این سؤال خیلی پیچیدهتر و پوشیدهتر از چیزی است که یک معاملهگر تازهکار بتواند حتی فکرش را هم بکند.
همچنین، چه قبول کنید یا نکنید، پاسخ به این سؤال اولین قدم به سمت موفقیت در بازار است. چرا؟ چون در بلندمدت، تنها کسانی که موفق باقی میمانند، معاملهگران آگاه هستند (یا آنهایی که اکنون موفق هستند بهخاطر این موضوع است). آگاهی بهمعنای دانستن اهداف بلندمت خود و حرکتِ با برنامه برای دستیابی به آنهاست. چنین چیزی مستلزم دانستن مزایا و خطرات احتمالی معاملهگری است. در این مقاله، من روی بخش شیرین این معادله تمرکز میکنم: مزایای معاملهگری.
این مقاله یک پیشنهاد سرمایهگذاری نیست و فقط نظرات شخصی نویسنده را انتقال میدهد.
معاملهگری: یک دوره خودآگاهی
وقتی معاملهگری را آغاز میکنید، چه متوجه شوید یا نشوید، در حال ثبتنام در یکی از تأثیرگذارترین دورههای خودآگاهی هستید. همچنین زمانی که یک تریدر با تجربه باشید، یک چیز قطعی است: هوشیارتر، هدفمندتر و خودآگاهتر از هر زمان دیگری خواهید شد. شاید فکر کنید کمی اغراق شده است؛ اما کاملاً صادقانه، احتمالاً نحوه تفکر شما تغییر خواهد کرد. البته که شخصیت هرکس متفاوت است و بعضیها بهطور طبیعی به ذهنیت درست نزدیکتر هستند؛ اما بهطور کلی بیشتر افراد برای از دستدادن پول با ترید آرام و قرار ندارند.
کنترل خودِ درونیمان و سرکوب ترس و طمع مهمترین جنبههای ترید هستند. در معاملهگری لازم است فرصتها را همانگونه که هستند بررسی کنیم و نه در سایه معاملات قبلی، نیاز شما به سود یا ترس شما از ضرر. خبر خوب اینکه اگر این مهارتها را یاد بگیرید، نه فقط در معامله، بلکه در تمام بخشهای زندگی به شما کمک میکنند. این تصادفی نیست که کارآفرینان بزرگ اغلب نسبت به دیگران معاملهگران موفقتری هستند. نگاه عینی به گزینهها و بدون تأثیرپذیری از چیزهای دیگر و همچنین انتخاب بهترین نتیجه یک مهارت خارقالعاده است و چیزی که تمام معاملهگران موفق به آن واقف هستند این است که این دستیابی به این مهارت باید هدف شماره یک هرکسی باشد.
سودهای کوتاهمدت در مقابل موفقیت بلندمدت
یک بار یک تریدر خیلی موفق به من گفت مهمترین چیزی که در شغلش یاد گرفته است ضررکردن است. تریدهای شکستخورده بخش جداییناپذیری از این تجارت هستند و کنارآمدن با آنها همان چیزی است که معاملهگران موفق را از دیگران متمایز میکند. بنابراین یکی از بزرگترین دستاوردهای شما یادگیری این هنر است؛ هنر ضررکردن. پذیرفتن ضرر در معاملات شاید ساده به نظر برسد؛ اما سختترین بخش در پایبندبودن به یک برنامه معاملاتی همین چالش است: معاملهگران تازهکار نمیتوانند ضرر را تحمل کنند.
«برمیگرده دوباره…»
«نگه میدارم تا برگرده به نقطه سربهسر»
همه تریدرها این شرایط را تجربه میکنند که وقتی یک معامله منفی میشود، وارد فاز انکار میشویم و نمیخواهیم بپذیریم که ضرر کردهایم. البته، گاهی اوقات شانس با شما یار است و واقعاً بازار به جهت دلخواه شما برمیگردد؛ اما نکته مهم این است که برخلاف استراتژیها و برنامه عمل کردهاید. کمی ضررکردن مهارت فوقالعادهای است؛ اما جلوی ضررهای بیشتر را نگرفتن هنر نیست.
عمل بر اساس احتمالات
پایبندی به یک برنامه معاملاتی، تفکر عینی و شجاعت پذیرش تردید را میطلبد. جدای مهارت ضررکردن، پذیرش این حقیقت که هیچچیز قطعی نیست میتواند یکی دیگر از بازیگران معاملهگری باشد. معاملهگری، حرفهای است که روی احتمالات سوار شده است؛ بنابراین هر اتفاقی ممکن است رخ دهد.
این یعنی حتی با بهترین استراتژیها و نظم عالی هم بعضی از تریدهای شما شکست میخورد؛ چیزی که پذیرش آن برای خودِ درونی ما خیلی سخت است.
مشکلی که با تردید داریم این است که افراد بهطور کلی «برنامهریزی شدهاند» که از خطر و تردید دوری کنند. مطالعات متعددی نشان میدهد که حتی وقتی یک استراتژی پرخطر نتایج احتمالی مطلوبی داشته باشد، افراد بازهم تمایل دارند استراتژیای را انتخاب کنند که امنتر و بهظاهر کمخطرتر باشد. بنابراین منطقی است که اگر در جایی شانس خیلی کمی برای حمله خرس وجود داشته باشد، ترجیح میدهید به آنجا نروید؛ حتی اگر پای توتهای زیبا و خوشمزه در میان باشد. در معاملهگری، ضررکردن از نظر ذهنی همان حکم حمله خرس را دارد که یک ذهنیت بازنده است.
انتخاب بهترین نتایج (با بیشترین احتمال سود) بدون گوشکردن به ترسِ غیرمنطقی، به موفقیت ختم میشود. این بار هم تأکید میکنم که این فرایند تصمیمگیری خارج از فضای معاملهگری هم به کمک شما میآید و شما را به سمت تصمیمات بهتر در کار، کسبوکار و زندگی شخصی سوق میدهد.
سیستم چگونه کار میکند و چگونه از آن به نفع خودمان استفاده کنیم؟
وقتی به جایی برسید که بتوانید یک برنامه را دنبال کنید و هرآنچه نیاز است را انجام دهید، بخش جذاب موضوع آغاز میشود. شروع میکنید به بررسی الگوها، موقعیتهای آشنا و فرصتهای آشکار. نظام مالی بسیار غولپیکر است و هر روز در آن مقدار عظیمی از سرمایه از یک دارایی به سمت دارایی دیگر جریان پیدا میکند. این حقیقت شانسهای زیادی را برای فرد سرمایهگذار ایجاد میکند تا بتواند از آنها برای سود استفاده کند.
برای مثال، روندهای تکنیکالی که تحلیل میکنید، اغلب نتایج جریانهای سرمایهای است که مانند یک نیروی طبیعی وارد یک دارایی میشود. آیا حاضر هستید جلوی یک بهمن قدرتمند قرار بگیرید، به این دلیل که بهمن نیمی از کوه را طی کرده است؟ درباره ترید هم همین موضوع صدق میکند. آیا حاضر هستید برخلاف یک روند صعودی عمل کنید، فقط به این دلیل که «تا الان خیلی رشد کرده است»؟ با معاملهگری، میتوانید به عینیت برسید؛ عینیتی که برای ورود به یک روند و باقیماندن در آن تا پایان روند نیاز است. در حقیقت باید در نهایت به نقطهای برسید که بهجای ایستادن در برابر بهمن، تا آخر مسیر روی آن سوار شوید.
در روی دیگر سکه، اسکالپرها قرار دارند؛ معاملهگرانی که ترید کار هر روزشان است و ممکن است فقط برای چند ساعت، چند دقیقه یا حتی چند ثانیه در بازار بمانند. با این حال، ذهنیت کلی یکسان است. آنها هم فرصت را میبینند، استراتژی خود را روی آن پیاده میکنند و برنامه خود را دنبال میکنند. درک کار آنها هم آسان است با این تفاوت که برای شناسایی و شکار این شانسها، باید آماده باشید تا خیلی سریع عمل کنید.
ترید در مقابل سرمایهگذاری یا ترید یا سرمایهگذاری؟
دانستن اینکه چه زمانی نباید در بازار باشیم، یکی از نقاطی است که ما را از فضای معاملهگری وارد فضای سرمایهگذاری میکند. حتی سرسختترین سرمایهگذاران هم برای خروج از موقعیتهای خود از مهارتهای معاملهگری استفاده میکنند؛ اگرچه شاید بعضی از آنها این حقیقت را انکار کنند یا حتی متوجه آن نشوند. وارن بافت، فردی که بهشدت مخالف استراتژیهای معاملاتی است، بهطور غریزی از این مهارتهای زمانی که واقعاً فوقالعاده هستند، استفاده میکند. یک جمله مشهور از او نقل شده است که میگوید: «بترس زمانی که همه طمع میکنند و طمع کن زمانی که همه میترسند.» این توصیه نهتنها برای سرمایهگذاران، بلکه برای معاملهگران هم در تایم فریمهای مختلف یک روش بینظیر است. وارن بافت همچنین زمانی که رشد سهمیوار سرمایهگذاریهایش را میبیند که نشاندهنده روبهاتمامبودن روند بازار است، بهدرستی از بازار خارج میشود. این هم یکی دیگر از مهارتهای فوقالعادهای است که در معاملهگری با آن سروکار داریم.
خلاصه کلام این است که با داشتن یک ذهنیت باز، معاملهگری نهتنها میتواند در سودهای کوتاهمدت به شما کمک کند، بلکه در سرمایهگذاریهای بلندمدت و تصمیمات سرمایهگذاری هم میتواند راهگشا باشد.
استقلال مالی: ایجاد ثروت
به قسمت پایانی مقاله یعنی سود میرسیم. بهعنوان یک تریدر یا سرمایهگذار، تحول و بهترشدن در تصمیمگیری، عمل بر اساس احتمالات و پایبندی به برنامه، بعد جدیدی را در زندگی شما تنها شانس موفقیت معاملهگران خرد باز میکند. زمانی که به یک تریدر موفق تبدیل شوید، پساندازی که به سرمایه کار تبدیل کردهاید، رشد میکند و شما و خانوادهتان را به اهداف مالی مدنظرتان میرساند.
وقتی بین یک سرمایهگذار غیرفعال و معاملهگر روزمرهای که برای گذران زندگی ترید میکند، به درجهای از مهارت و تعادل برسید، پس از همه دستاوردهایی که از آنها نوشتم، آخرین دستاورد ثروت است. این ثروت در عین حال که پویاست، ثابت خواهد بود؛ پویا به این دلیل که با توجه به مهارتهایی که دارید همیشه پتانسیل رشد آن وجود دارد و ثابت به این دلیل که فرایند تصمیمگیری شما این ضمانت را ایجاد میکند که تصمیمات احمقانه کمتری میگیرید. همه ما درباره «نفرین برنده» شنیدهایم؛ برندگان حراجیهایی که نه تنها سود نمیبرند بلکه دست از پا درازتر با ضررهای سنگین میدان را ترک میکنند. وقتی در معاملهگری هم ضرر میکنیم، همه چیز برمیگردد به تصمیماتی که گرفتهایم، طوری که به سرمایه نگاه کردهایم و در نهایت فقدانِ آگاهی. وقتی که ثروت خود را با معاملهگری موفق، سرمایهگذاری یا هر نوع کسبوکار دیگری بهطور طبیعی میسازید، همیشه میتوانید آن را رشد بدهید؛ حتی در صورت وقوع یک فاجعه بهتماممعنا. مهارت شما ثروت واقعیتان خواهد بود، نه پول یا اموال.
توصیه نهایی من: هدف معاملهگری خود را بهجای سود روی یادگیری مهارتها بگذارید.
آیا معاملات فارکس انقدر آسان است؟
هر کسی میتواند معامله کند. به لطف نرمافزارها و کارمزدهای کم، همه میتوانند به خرید و فروش بپردازند. معاملات موفق اما، داستان دیگری است. استفاده از اهرم مالی (Leverage) و انتظار سود بسیار، گاهی ریسک های معامله را از یاد میبرد. با مطالعه مبانی معاملات فارکس (Forex)، میتوانید نکات خوبی را یاد بگیرید و شانس موفقیت معاملات خود را افزایش دهید!
شروع معاملات
آیا میدانستید شروع معاملات فارکس بسیار آسان است؟ فارکس (Forex) در واقع به معامله ارزهای خارجی گفته میشود. اگر در زمان مناسب اقدام به خرید کنید، میتوانید سود خوبی کسب کنید! یکی از مزایای این نوع معامله، این است که شما میتوانید با یک حساب کاربری آزمایشی و رایگان و سرمایه 40،000 دلاری مجازی، به معامله آزمایشی فارکس بپردازید.
برای اینکه ببینید معامله آزمایشی با Plus500 چگونه است، اینجا را کلیک کنید>>
آرزوی موفقیت برای شما بهعنوان یک معاملهگر مبتدی
قبل از اینکه تمام اطلاعات مورد نیاز برای داشتن معاملات خوب را برای شما بگوییم، ابتدا نگاهی داشته باشیم به یکی از موفقترین افراد در معاملات فارکس. ریچارد دنیس (Richard Dennis). او با یک آزمایش، سادگی معاملات فارکس را به ما نشان داد.
ریچارد ادعا کرد که میتواند به گروهی از افراد رندوم، میتواند معاملات موفق را در تنها دوهفته، آموزش دهد. او یک آگهی در نیویورکتایمز منتشر کرد و گروهی از افراد با سنهای متفاوت، جنسیتهای متفاوت و نژادهای متفاوت برای این کار داوطلب شدند. این گروه، هیچ مشترکاتی با یکدیگر نداشتند و هیچکدام چیزی درباره اقتصاد نمیدانستند.
بعد از این دوره کوتاه آموزش فارکس، ریچارد به افراد این گروه اجازه معامله داد. نتایج بدست آمده بینظیر بودند. تنها در چهار سال، این گروه توانستند بیش از صد میلیون دلار سود بدست آورند! به لطف آموزشهای ریچارد دنیس، این گروه از افراد کاملاً معمولی توانستند در مدتی کوتاه به افرادی ثروتمند و معاملهگرانی موفق تبدیل شوند.
از این اتفاق، چه چیزی میتوان یاد گرفت؟
اول از همه، اینکه هرکسی میتواند تنها شانس موفقیت معاملهگران خرد به یک معاملهگر موفق تبدیل شود. تنها لازم است صبر و مداومت داشته باشید. هنگامیکه این دو ویژگی را با دانش ترکیب میکنید، میتوانید سود خوبی بدست آورید. معاملات الزاماً به ریاضیات یا اخبار مرتبط نیستند. طرز تفکر شما و روش برخورد شما با سود و زیان نیز بسیار مهم است.
بسیاری از افراد فکر میکنند معامله خستهکننده، آزاردهنده و بینتیجه است. اصلاً اینگونه نیست! اگر بهاندازه کافی در معاملات خود تداوم داشته باشید، معامله میتواند به یک بازی هیجانانگیز برای شما بدل شود و میتوانید پول خوبی از آن بدست آورید.
دوست دارید بیشتر درباره معاملات بدانید؟ نگاهی به بخش فارکس ما داشته باشید یا در اینجا بیشتر درباره معاملات فارکس مطالعه کنید. همچنین، میتوانید معاملات فارکس (Forex) را با یک حساب کاربری آزمایشی و رایگان در یکی از کارگزاریها آغاز کنید.
دیدگاه شما