تاثیر مهم بازار ثانویه بر بورس


اصطلاحات و تعاریف بازار سرمایه و بورس

آنچه در ایران بصورت رسمی به عنوان بازار سرمایه شناخته می‌شود شامل چهار شرکت بورسی است. تمام این چهار شرکت تحت نظارت سازمان بورس و اوراق بهادار ایران فعالیت می‌کنند. درواقع سازمان بورس اوراق بهادار ایران متولی و سیاست گذار سرمایه گذاری در ایران است. شرکت‌های بورسی نقش بسیار با اهمیتی در رونق اقتصادی کشور دارند. علاوه بر این تاثیر مهمی در اقتصاد جهانی ایران هم دارند.

(( ممکن است علاقمند باشید : دوره آموزشی بازار های پولی و مالی ))

بورس و بازار سرمایه:

شرکت سهامی عام: به موجب ماده ۱ قانون تجارت شرکت سهامی عام شرکتی است که سرمایه آن به سهام مساوی منقسم شده و مسئولیت صاحبان سهام محدود به مبلغ اسمی سهام آنهاست .

بازار پول : بازاری است که در آن اسناد خزانه – اوراق مشارکت یا قرضه (بانکها) و گواهی های سپرده عرضه می شود. دوره اینگونه بازار یکسال یا کمتر است.

بازار سرمایه : بازاری است که در آن سهام شرکتهای سهامی عام عرضه و مورد معامله قرار می گیرد.

بازار اولیه : بازاری است که در آن شرکتها برای اولین بار اقدام به عرضه سهام و پذیره نویسی می نمایند.

بازار ثانویه : در این بازار سهام عرضه شده در بازار اولیه مورد معامله مکرر قرار می گیرد .(بازار ثانویه عمل جذب سرمایه در بازار اولیه را تسهیل می نماید )(به شرطی که سهام آن شرکت در بورس پذیرفته شده باشد)

(( ممکن است علاقمند باشید : دوره آموزشی بازار های پولی و مالی ))

بورس : محلی است برای معامله و داد و ستد سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس .

سرمایه اولیه :عبارتست از مبلغی که موسسین برای شروع فعالیت آن را تعیین کرده و قسمتی از آن را از طریق فروش سهام به غیر (پذیره نویسی) تامین می کنند.

قیمت اسمی : در ایران این قیمت برای هر برگ سهام ۱۰۰۰ ریال است ودر هر زمان تعداد سهام هر شرکت از تقسیم سرمایه بر این مبلغ بدست می آید که آن را قیمت پذیره نویسی نیز می نامند.

قیمت تابلو : قیمتی است که بر اساس عرضه و تقاضای موجود برای هر سهم تعیین می شود و ارزش تاثیر مهم بازار ثانویه بر بورس روز هر شرکت بر مبنای این قیمت محاسبه می شود.

عرضه : اعلام آمادگی برای فروش سهام یک شرکت در یک قیمت (یا در یک محدوده قیمتی) توسط دارنده (کارگزار) آن سهم .

تقاضا : اعلام آمادگی برای خرید سهام یک شرکت در یک قیمت (یا در یک محدوده قیمتی) توسط خریدار.

نقد شوندگی : عبارتست از درجه سهولت معامله روی یک سهم .هرچه سهم از نقد شوندگی بیشتری برخوردار باشد امکان بلوکه شدن سرمایه کاهش می یابد.

شاخص : عددی است که جهت و سرعت حرکت بازار را نشان میدهد. انواع آن که در ایران محاسبه می شود عبارتست از شاخص کل قیمت (tepix) – شاخص بازده نقدی (tedix) – شاخص بازده نقدی و قیمت (tedpix) – شاخص پنجاه شرکت فعال – شاخص مالی و شاخص صنعت . که شاخص کل قیمت به دلیل موزون بودن – در دسترس بودن و جامع بودن بیشتر نشان دهنده وضعیت کلی بازار است .

کارگزار : شخصیتی است حقوقی که عمل خرید و فروش سهام در بورس اوراق بهادار را برای مشتریان انجام می دهند و در ازای آن کارمزدی دریافت می کند.

قیمت باز : در مواقعی که خریدار یا فروشنده تعیین قیمت را به کارگزار واگذار می نماید کارگزار دارای دستور معامله با قیمت باز می باشد . (قیمت در اختیار هم نامیده می شود)

قیمت محدود : در مواقعی که خریدار یا فروشنده حداکثر یا حداقل قیمتی را برای معامله تعیین می نماید کارگزار دارای دستور معامله با قیمت محدود می باشد.

قیمت معین : در مواقعی که خریدار یا فروشنده قیمت ثابتی را برای انجام معامله تعیین می نماید کارگزار دارای دستور معامله با قیمت معین می باشد.

درخواست تاثیر مهم بازار ثانویه بر بورس خرید : اولین گام جهت خرید سهام یک شرکت پس از مراجعه به کارگزاری تکمیل فرم درخواست خرید می باشد که می بایست بطور کامل و صحیح پر شود. مهمترین قسمتهای آن عبارتند از نام کامل و تعداد سهام شرکتی که قصد خرید ان را داریم .نحوه پرداخت و تعیین نوع قیمت (باز – محدود – معین ) و ذکر آدرس پستی دقیق جهت ارسال اطلاعیه های شرکت میباشد.

درخواست فروش : این قسمت دارای دو فرم می باشد یکی تکمیل فرم وکالتنامه که کارگزار بتواند حق فروش داشته باشد تاثیر مهم بازار ثانویه بر بورس و دیگری تکمیل فرم درخواست فروش است که تقریبا شبیه فرم درخواست خرید است.

اعلامیه خرید : سندی است که جزئیات خرید سرمایه گذار را منعکس می کند.

دوره مالی : عبارتست از زمانی که شرکتها برای انجام عملیات مالی خود در نظر میگیرند .این زمان در ایران معمولا یکسال تعیین می شود و شرکتها موظفند در پایان این دوره صورتهای مالی و سود و زیان خود را به بورس تحویل دهند.

eps پیش بینی شده : عبارتست از سود هر سهم که شرکت برای سال مالی که در پیش است پیش بینی می کند.

eps تحقق یافته : عبارتست از سود هر سهم که در دوره مالی گذشته به هر سهم تعلق گرفته .

dps: عبارتست از سودی که پس از پیشنهاد هیئت مدیره و تصویب در مجمع عمومی به هر سهم پرداخت می شود که رابطه عکس با قیمت سهم دارد.

p/e: به زبان ساده عبارتست از تقسیم قیمت یک شرکت بر سود پیش بینی شده آن که دوره بازگشت سرمایه را نیز نشان میدهد (البته به زبان ساده ) .

مجمع عمومی عادی سالیانه : که با حضور سهامداران – بازرس – حسابرس و مدیران شرکتها هر سال یکبار و حداکثر ۴ ماه بعد از پایان سال مالی تشکیل می شود و در آن موارد مختلفی از جمله تصویب صورتهای مالی سال قبل و تصمیم در مورد نحوه تقسیم سود انجام می گیرد.

مجمع عمومی فوق العاده : در مواقعی که نیاز به تصمیم گیری در مورد بخصوصی که نیاز به تصویب مجمع دارد مانند تصمیم در مورد افزایش سرمایه یا تغییر در اعضای هیات مدیره و غیره باشد تشکیل می شود .

اطلاعات میان دوره ای : اطلاعاتی است که در دوره های فصلی و ماهانه اعلام می شود و جریان مالی شرکت را به صورت واقعی نشان می دهد با مقایسه این اطلاعات با بودجه شرکت می توان درصد خطای پیش بینی شرکت را بدست آورد.

افزایش سرمایه : شرکتها معمولا برای انجام طرحها و برنامه های سود آور و بعضا برای جبران کمبود نقدینگی اقدام به افزایش آخرین سرمایه ثبت شده خود و در نتیجه تعداد سهام شرکت می نمایند که اینکار با پیشنهاد هیات مدیره و تصویب در مجمع عمومی و تایید سازمان بورس عملی می باشد و از طرق مختلف انجام می گیرد که عبارتست از آورده نقدی – سهام جایزه و صرف سهام .

سبد سهام : عبارتست از تقسیم سرمایه بین سهام چند شرکت جهت کاهش ریسک سرمایه گذار

۱- بازار ثانویه به چه معناست؟

بازار ثانویه شامل خریداران و فروشندگان سهام اوراق قرضه ای است که قبلا انتشار یافته است .برای مثال اگر فردی بخواهد سهم یا ورقه ی قرضه ای را که برای اولین بار پس از عرضه توسط یک شرکت خریداری کرده به فروش برساند باید به بازار ثانویه برود. به همین ترتیب وقتی شخصی بخواهد سهم یا ورقه قرضه مربوط به شرکتی را از بازار ثانویه خریداری کند (در صورتی که آن شرکت در فهرست شرکت های پذیرفته شده در بازار سهام باشد) ناچار نیست منتظر انتشار عمومی سهام جدید آن شرکت بماند. بورس اوراق بهادار مهم ترین نهاد بازار ثانویه برای معاملات اوراق بهادار است. بازار ثانویه مکانی است که سهام منتشر شده و در حال انتشار مورد خرید و فروش قرار می گیرند. تفاوت بازار ثانویه با بازار اولیه در این است که در بازار اولیه «عرضه کننده» ، سهام را مستقیما به سرمایه گذار می فروشد.

(( ممکن است علاقمند باشید : دوره آموزشی بازار های پولی و مالی ))

ذکر این نکته هم ضروری است که مکان رسمی به عنوان بازار اولیه وجود ندارد و فقط اصطلاحی است که در مقابل بازار ثانویه به کار می رود. البته اگر فردی علاقمند به خرید سهام شرکتی باشد که در بازار بورس سهام آن شرکت پذیرفته نشده باشد، می تواند جهت اطلاع از امکان خرید آن سهم، به شرکت مربوطه مراجعه کند و اگر سهامدارانی از آن شرکت مایل به فروش سهام خود باشند می تواند با اطلاع کامل و با در نظر گرفتن مسائل قانونی اقدام به خرید نماید.)

۲- بازار های فعال چه بازار هایی هستند؟
به طور کلی بازار های فعال با توجه به حجم وسیع معاملات انجام شده در مورد سهام خاص یا سهام عادی و تعداد بسیار زیاد معاملات تعریف می شوند. بازار فعال به بازاری گفته می شود که شکاف یا تفاوت بین قیمت خرید و فروش سهام بسیار اندک باشد. علاوه بر این در این چنین بازار هایی فعالیت های خرد یا فروش نهادهای مالی در مقایسه با بازار کساد تاثیر کمتری دارد.

۳- سهام فعال به چه معناست؟
سهامی است که به طور مکرر و روزانه مورد معامله قرار می گیرد وبا این ویژگی از سهامی که نیمه فعال است و کمتر مورد معامله قرار می گیرد، متمایز می شود. سهام شرکت های بزرگ و مهم می بایست سهام فعال باشند به خصوص شرکت هایی که نسبت به تحولات اقتصادی و سیاسی حساس هستند و بنابر این در معرض تغییرات ناگهانی قیمت قرار دارند.

۴- سهام غیر فعال چه سهامی هستند؟
این سهام به ندرت در بازار مورد خرید و فروش قرار می گیرد هرچند در شمار سهام فهرست شده است. سهام غیر فعال سهامی است که به سختی خریدار یا فروشنده ای برای آن ها یافت می شود. اختلاف بین قیمت خرید وفروش چنین سهامی ممکن است بسیار زیاد باشد.(مهم)

۵- بازار حساس به چه معناست؟
بازار سهامی که به تحولات سیاسی و اقتصادی نظیر بودجه سالانه، رشد نا مطلوب صنعتی، حذف یا مقرارت نظارت بر قیمت ها، تغییر دولت و امثال آن به شدت واکنش نشان می دهد، بازار حساس نام دارد.

۶- کارگزار بورس به چه معناست؟
کارگزار بورس عضوی از سازمان بورس است که مجوز خرید و فروش سهام مشتری را در اختیار دارد. کارگزار بورس در صدی از ارزش ناخالص معامله را به عنوان حق کارگزاری دریافت می کند. کارگزاری با ارایه خدمات کامل، تسهیلاتی نظیر خدمات مشاوره در امر سرمایه گذاری (توضیح : فعلا در ایران بندرت انجام می گیرد)، برنامه ریزی برای تعیین سبد سهام سرمایه گذاران، مدیریت سبد سهام مشتریان و…ارایه می کند.

۷- تحلیل گران بنیادی کسانی هستند؟
تحلیل گران بنیادی متخصصینی هستند که دیدگاهی بنیادی (مبتنی بر مدیریت و قدرت شرکت و سایر نیروهای غیر اقتصادی) را در ارزیابی سهام و تخمین قیمت بنیادی سهام به کار می گیرند.

۸- تجزیه و تحلیل بنیادی به چه معناست؟
تجزیه و تحلیل بنیادی عبارت است از بررسی علمی عوامل اساسی و بنیادی تعیین کننده ارزش سهام. تحلیل گر بنیادی به بررسی دارایی ها، بدهی ها، فروش، ساختار بدهی ها، محصولات، سهم بازار، ارزیابی مدیریت بنگاه و مقایسه آن با رقبا می پردازد و در نهایت ارزش ذاتی سهام را تخمین می زند. ابزار تحلیلگر بنیادی عبارت است از نسبت های مالی که از ترازنامه شرکت و حساب سود و زیان طی چند سال به دست می آید. تحلیل بنیادی در تحقق اهداف بلند مدت رشد سهام موثرتر است تا در تعیین نوسانات کوتاه مدت قیمت سهام.

۹- نسبت های مالی به چه معناست؟
نسبت ارزش های به دست آمده از صورت های مالی شرکت که برای بررسی سلامت شرکت و قیمت سهام آن به کار می رود. در میان نسبت های مالی، نسبت جاری، نسبتp/E، نسبت درآمد به دارایی، نسبت قیمت به ارزش دفتری، نسبت سود قبل از کسر مالیات به فروش و نسبت آنی از مهم ترین نسبت ها هستند. ارقام حسابداری که ما را در رسیدن به این نسبت ها کمک می کنند، عبارتند از: ارزش دفتری، پوشش سود سهام، محصول فعلی، EPS و تغییر پذیری.

(( ممکن است علاقمند باشید : دوره آموزشی بازار های پولی و مالی ))

۱۰- نسبت سود قبل از کسر مالیات به فروش چیست؟
این نسبت برابر است با سود قبل از کسر مالیات تقسیم بر فروش خالص ضرب در ۱۰۰٫ این نسبت شاخص مناسبی برای نشان دادن کارایی شرکت است. اگر در مقایسه باسال های گذشته این نسبت کاهش یابد، بدین معناست که هزینه های شرکت بالا رفته یا فروش آن کاهش یافته است. اگر این نسبت افزایش یابد بدین معناست که هزینه های شرکت نسبت به فروش کاهش یافته و یا فروش افزایش یافته است.

۱۱- درآمد باقی مانده به چه معناست؟
در آمد باقی مانده بخشی از درآمد شرکت است که بین سهامداران تقسیم نشده است ولی به عنوان ذخیره انباشته شده برای رشد شرکت یا استفاده از آن در موارد اضطراری نگه داری می شود. در آمد باقی مانده را سود تقسیم نشده، مازاد درآمد یا ذخیره نیز می نامند.

۱۲- نسبت قیمت (سهام) به درآمد به چه معناست ؟
نسبت قیمت-درآمد (یا نسبتP/E) نسبت قیمت به درآمد یک سهم شرکت را نشان می دهد. اگر نسبت P/E شرکت در سطح ثابت درآمد بیش از P/E شرکت دیگر باشد یعنی انتظار بازار این است که درآمد شرکت اول در آینده نسبت به شرکت دوم بیشتر شود.

۱۳- نسبت در آمد به دارایی چیست؟
این نسبت عبارت است از سود پس از کسر مالیات (PAT) منهای سود تقسیم شده سهام ممتاز (سهام با حق تقدم) تقسیم بر مجموع دارایی سهام عادی و ذخایر. این نسبت نشان می دهد که شرکت تا چه حد از سرمایه خود به گونه سود آور استفاده کرده است.

۱۴- نسبت نقدینگی چیست؟
نسبت نقدینگی برابر است با وجوه نقد و اوراق بهادار قابل فروش در بازار به تعهدات و بدهی های جاری شرکت. این نسبت سرعت پرداخت دیون شرکت به بستانکاران را نشان می دهد.

۱۵- تحلیل گران فنی چه کسانی هستند؟
بر خلاف تحلیل گران بنیادی، تحلیل گران فنی (تکنیکال) کسانی هستند که اعتقاد دارند قیمت اوراق بهادار کاملا توسط نیروهای عرضه و تقاضای اوراق بهادار تعیین می شود، در عین حال که عوامل موثر بر عرضه و تقاضا در جای خود می تواند واقعی، قابل مشاهده و یا ذهنی باشد. علاوه بر این تحلیل گران فنی اعتقاد دارند که با وجود نوسانات هر روزه، قیمت سهام از الگوی مشخصی پیروی می کند و برای دوره های طولانی (این الگو) بدون تغییر باقی می ماند.
(در واقع تحلیلگران تکنیکال معتقدند که قیمت سهام برآیند همه عوامل دخیل در سهم است)

افزایش سهم تامین مالی از طریق بازار سرمایه با تجمیع و تنقیح قوانین

رییس هیات مدیره بورس تهران به بررسی اهمیت بازار پایه و دلایل عدم توسعه آن در ایران پرداخت و گفت: در ایران علیرغم آنکه بازار سرمایه متشکل و ساختار یافته از قدمت زیادی برخوردار نیست اما تصویب قانون توسعه ابزارها و نهادهای و تلاش های صورت گرفته و رشد شتابان بخش های مختلفی از بازار سرمایه در سال های اخیر این بازار و پتانسیل نهفته آن را برای تأمین مالی بنگاه های اقتصادی در کانون توجه قرار داده است.

دکتر امیر تقی خان تجریشی در گفت وگو با روابط عمومی و امور بین الملل بورس تهران ضمن بیان مطلب فوق به نقش و اهمیت بازارهای مالی اشاره کرد و گفت: در هر کشور، شرکت‌های دولتی و خصوصی فراوانی فعالیت می‌کنند و بخشی از نیازهای جامعه خود و دیگر کشورها را تامین می‌کنند. این شرکت‌ها برای شروع، ادامه و گسترش فعالیت‌های خود به حجم بالایی از منابع مالی نیاز دارند. اغلب حجم تامین ­سرمایه برای بعضی از طرح‌های توسعه‌ای زیاد است، به گونه‌ای که یک شرکت به تنهایی قادر به تامین آن نیست. در بسیاری اوقات دولت‌ها نیز برای اجرای طرح‌های مختلف نیاز به تامین سرمایه دارند لذا نقش و اهمیت بازارهای مالی در این شرایط پررنگ‌تر می‌شود.

وی وجود بازارهای مالی را فرصتی با اهمیت برای شرکت‌ها و دولت‌ها به منظور تامین منابع مالی خود عنوان کرد و اظهار داشت: در واقع هدف اصلی این بازارها تسهیل ارتباط بین عاملین دارای مازاد منابع و عاملین دارای کمبود منابع و کاهش هزینه های مبادلاتی می باشد. یکی از بازارهای مهم در جهان که در تأمین مالی بنگاه ها نقش موثری دارد بازار سرمایه است.

تجریشی تصریح کرد: بازارسرمایه شامل دو بخش بازار اولیه و بازار ثانویه است و تأمین مالی در بازار اولیه امکان پذیر می باشد. در بازار اولیه شرکت ها برای اولین بار با عرضه بخشی از سهام خود به عموم، منابع جهت انجام پروژه ها و طرح های خود را تأمین می کنند. لیکن در بازار ثانویه تنها سهام شرکت‌های پذیرفته شده، مورد معامله و داد و ستد قرار می گیرند. رییس هیات مدیره بورس تهران به روش های تامین مالی در بازار اولیه اشاره کرد و افزود: تامین مالی در بازار اولیه به 2 روش کلی تامین مالی مبتنی بر بدهی و تامین مالی سرمایه ای تقسیم می شود .

در تامین مالی به روش بدهی، شرکت یا سازمان تامین مالی کننده براساس یکی از انواع اوراق موجود در بازار سرمایه اقدام به انتشار اوراق بدهی می کند، در حال حاضر تامین مالی از طریق انتشار اوراق بهادار مبتنی بر عقود اسلامی از جمله اوراق مشارکت و انواع صکوک از جمله صکوک،اجاره، مرابحه، ­منفعت، رهنی، خرید دین، سلف موازی و انواع اوراق خزانه امکان­ پذیر است. در حوزه ی تأمین مالی سرمایه ­ای، تأمین مالی از طریق تأسیس یا عرضه بخشی از سهام شرکت یا پروژه و یا افزایش سرمایه صورت می ­گیرد . در حال حاضر، تاسیس شرکت سهامی عام با هدف سرمایه گذاری در بازار اولیه تعداد بسیار محدودی دارد.

وی بازار اولیه را دارای پتانسیل رشد در تامین مالی بنگاه های اقتصادی دانست و گفت: در ایران علیرغم آنکه بازار سرمایه متشکل و ساختار یافته از قدمت زیادی برخوردار نیست، اما با تصویب قانون توسعه ابزارها و نهادهای و تلاش های صورت گرفته و رشد شتابان بخش­ های مختلفی از بازار سرمایه در سال­ های اخیر این بازار و پتانسیل نهفته آن را برای تأمین مالی بنگاه ­های اقتصادی در کانون توجه قرار داده است.

با این حال بررسی و آمار و اطلاعات منتشر شده نشان دهنده آن است که کارکرد اصلی این بازار یعنی تأمین و کمک به تخصیص بهینه منابع مالی و کاهش هزینه تأمین مالی، تحت تأثیر رشد بازار ثانویه قرار گرفته است و نقش بازار اولیه نسبت به بازار ثانویه بسیار کمتر از انتظار بوده است.

تجریشی معتقد است در سال­ های گذشته علیرغم رشد بازار سرمایه این رشد صرفًا در بخش بازار ثانویه اتفاق افتاده است و اظهارداشت: براساس آمارها، حجم اوراق و منابعی که در بازار اولیه بورس مورد معامله قرارگرفته از ۲۲هزار میلیارد تومان در سال ۹۴ به 38 هزار میلیارد تومان در سال ۹۸ رسیده، یعنی چیزی حدود ۳۰ درصد رشد داشته است. این در صورتی است که طی همین مدت حجم بازار ثانویه از حدود ۶۸ هزار میلیارد تومان به ۱۱۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده و رشدی 1300 درصدی داشته است.

وی ادامه داد: بدین ترتیب در دوره ای که بازار ثانویه با رشد قابل ملاحظه ای مواجه بوده است، شرکت های پذیرفته شده در بورس نتوانسته­ اند در سطح بالایی نسبت به تأمین مالی از بازار اقدام نمایند و ارزش بازار بورس تهران از ارزش اسمی خود فاصله معناداری گرفته است. در واقع عملکرد بازار سرمایه در حوزه تأمین مالی به عنوان اصلی ترین کارکرد آن، کاملا تحت تأثیر تحولات بخش معاملات ثانویه قرار گرفته است.

تجریشی فرهنگ سازی در جهت تأمین منابع مالی که کارکرد اصلی بازار سرمایه است را کمرنگ دانست و گفت: در یک بازار مالی توسعه یافته رشد بازار ثانویه در اثر رشد عوامل مرتبط اقتصادی عموماً تبعات مثبتی برای بنگاه های اقتصادی در جهت تأمین مالی از این بازار را دارد، اما به نظر می­رسد در ایران ارتباط متناسبی بین بازار اولیه و بازار ثانویه برقرار نیست و همه تلاش ­ها معطوف به رشد بازار ثانویه شده است و فرهنگ سازی در جهت تأمین منابع مالی که کارکرد اصلی بازار سرمایه است کمرنگ تر بوده است.

وی به برخی از دلایل عدم توسعه بازار اولیه در تأمین مالی بنگاه­ های اقتصادی پرداخت و گفت: یکی از دلایل عدم توسعه بازار اولیه در تأمین مالی بنگاه­ های اقتصادی، تعدد قوانین و نهادهای تصمیم­ گیر قوانین است. عدم آشنایی مسئولین هر بخش با وظایف و ظرفیت­ های سایر بخش­ها ، اغلب منجر به تعدد نهادهای تصمیم­ گیر و تعارض قوانین و به تبع آن پیچیده شدن مسائل و ناکار آمد شدن قوانین شده است. همچنین، خلاء وجود یک قانون اصلی در این حوزه که جامع موضوعات موجود در زمینه تأمین مالی و تبیین­ کننده روش­ های طراحی و به کارگیری انواع روش­ های تامین مالی در آینده باشد محسوس است.

رییس هیات مدیره بورس تهران به عدم تناسب قانون تجارت با شرایط روز بنگاه ها اشاره کرد و افزود: قانون تجارت که ساختار حقوقی فعالیت بنگاه­های اقتصادی را مشخص می­کند مربوط به سال­ های دور پیش از انقلاب می باشد. این در حالی است که فضای کسب و کار در این دوره بسیار تغییر یافته و این قوانین اغلب متناسب با شرایط روز بنگاه ها نیست . وجود این قوانین دست و پاگیر و قدیمی، فرایند پذیرش شرکت ها را زمان بر و دشوار کرده است به طوریکه فرایند پذیرش، علیرغم تلاش بورس ها ممکن است چندین ماه زمان ببرد. همچنین آشنا نبودن و کمبود ابزار و شیوه های تأمین مالی متنوع در این بازار متناسب با شرایط هر یک از بنگاه ها، جذابیت این بازار برای بنگاه ها و سرمایه­ گذاران را کاهش داده است.

وی از جمله این موارد را کمبود ابزارهای مالی تأمین مالی با سررسیدهای مختلف ذکر کرد و گفت: با توجه به اینکه هر یک از بنگاهها منابع مالی را برای نیازهای مختلفی می­گیرند، لازم است ابزارهای مالی نیز متناسب با هریک از این نیازها تغییر کنند. در حال حاضر گرچه برخی از ابزارها در بازار تعریف شده اند لیکن هنوز نتوانسته اند به طور گسترده مورداستفاده قرار گیرند. همچنین توسعه ابزارها برای پوشش ریسک این امکان را برای موسسات تجاری فراهم می­کندکه با استفاده از آنها، خود در مقابل تغییرات اقتصادی مصون بمانند.

تجریشی افزود: به عنوان مثال نوسانات نرخ ارز و نبود ابزاری برای پوشش آن فعالیت تولیدی را با مشکل مواجه می­کند. از طرفی در حال حاضر فعالیت های سوداگرانه روی خود کالاها و دارایی ها صورت می­گیرد در حالیکه این امر می­بایست بر روی ابزارهای مالی مبتنی برآنها انجام شود. به عبارت دیگر مردم برای تقاضای سوداگرانه روی ارز به جای نگهداری ارز خارجی بایداوراق مبتنی بر این ارز را مبادله و نگهداری کنند.

رییس هیات مدیره بورس تهران بر تغییر نرخ بهره متناسب با شرایط اقتصادی و میزان و نوع سرمایه گذاری ­ها تاکید کرد و تصریح کرد: علاوه بر این کنترل دولتها بر بانک ­ها و نبود شیوه جایگزین برای سرمایه­ گذاری ریسک گریز ، شاید از طریق کنترل نرخ بهره (در شرایط تورمی) تداوم فعالیت بانکی را امکان پذیر کند، ولی در بازار سرمایه که اعمال چنین کنترل هایی سخت­تر است این عمل منجربه ناکارآمد شدن تأمین مالی از طریق انتشار اوراق می­ گردد.

لذا ضروری است نرخ بهره متناسب با شرایط اقتصادی و میزان و نوع سرمایه گذاری­ ها تغییر یابد. از طرفی در بحث تأمین مالی از طریق انتشار اوراق، بنگاه ­های اقتصادی یکسان تلقی شده اند و یک بنگاه از لحاظ نرخ تأمین مالی با یک بنگاه کم ریسک تفاوت چندانی ندارد.

وی در ادامه نقش موسسات رتبه بندی را با اهمیت ارزیابی کرد و توضیح داد: نقش کمرنگ موسسات رتبه ­بندی منجر به عدم درک سرمایه­ گذاران از میزان ریسکی که می­ پذیرند گردیده و گاهاً سرمایه گذاران در حالیکه برای برخی از شرکت ها ریسک زیادی قبول کرده اند ، نرخ بازده متناسب دریافت نمی­ کنند. حقیقت آن است که همه شرکت­ ها و پروژه­ ها دارای نرخ بازدهی و بهره ­وری یکسان نیستند و به طبع می­ توانند سرمایه گذاران خود را از بازده­ های متفاوتی برخوردار سازند.

همچنین یکی از نکات قابل تامل در این خصوص آن است که متداول ترین ابزار تامین مالی در این حوزه اوراق مشارکت است که بر اساس مبانی انتشار ، قرار است منافع حاصل از مشارکت را میان سرمایه­ گذار و سرمایه پذیر تقسیم کند، اما در سال های اخیر سود نهایی تمامی طرح­ های مبنای این اوراق دقیقا معادل سود علی الحساب و برابر با هر پروژه دیگری بوده است. شناورسازی نرخ سود تسهیلات بانکی و سود اوراق تامین مالی بر اساس نرخ های‌بازدهی متفاوت شرکت­ ها و پروژه ­ها می تواند به پویایی بازار تامین مالی کمک کند و از همبستگی شدید نرخ اوراق و تسهیلات بکاهد.

وی افزود: علیرغم وجود اختیارات قانونی انتشار و صدور سهام به قیمتی متفاوت از قیمت اسمی در قانون تجارت (ماده 160) و قانون مالیات های مستقیم، تقریباً تمامی افزایش سرمایه شرکت­ های پذیرفته شده در بورس و فرابورس از طریق صدور سهام به قیمت اسمی انجام می­شود، این امر باعث شده تا در ورود سرمایه گذاران جدید به شرکت، عمده مبالغ پرداختی توسط ایشان ( در خرید حق تقدم خرید سهام)، به سهامدارانی که از حق تقدم خود در افزایش سرمایه ­ها استفاده نکرده ­اند، داده شده و تنها بخش اندکی ( به قیمت اسمی ) به شرکت وارد شود ؛ این رویه قطعا در جذب منابع چندان موفق نبوده و به شرکت ها امکان جذب منابع در زمان افزایش قیمت سهام را نخواهد داد .

تجریشی به عدم آشنایی بنگاه های مالی از ابزارهای بازار سرمایه به منظور تأمین مالی اشاره کرد و گفت: یکی دیگر از مشکلات، عدم آشنایی بنگاه های مالی از ابزارهای بازار سرمایه در جهت تأمین مالی است و اغلب تأمین مالی در بازار سرمایه از طریق افزایش سرمایه و انتشار سهام که گرانترین شیوه تأمین مالی است به عنوان مطلوبترین روش مد نظر بنگاه ها قرار گرفته است. لذا فرهنگ سازی و آشنا کردن فعالان اقتصادی به موضوع تأمین مالی به صورت عام و از طریق روش ها و ابزارهای نوین بازار سرمایه به صورت خاص و تشویق استفاده از ظرفیت های قانونی موجود در تأمین مالی از بازار سرمایه می تواند راهگشا باشد.

وی برخی چالش های موجود در مسیر تامین مالی بنگاه های اقتصادی را برشمرد و اظهار داشت: در نهایت با توجه به چالش های موجود در مسیر تامین مالی بنگاه های اقتصادی ، به نظرمی ­رسد راهکارهایی از قبیل تجمیع تمام قوانین مرتبط با انواع تامین مالی در یک قانون جامع تحت عنوان قانون تامین مالی ، شناور سازی نرخ سود تاثیر مهم بازار ثانویه بر بورس تسهیلات بانکی و سود اوراق تامین مالی بر اساس نرخ های بازدهی متفاوت شرکت ها و پروژ ها ، تأسیس و گسترش موسسات رتبه بندی اعتباری اوراق با قابلیت رتبه بندی انواع اوراق بهادار مالی، تعیین شرکت های برتر جهت انتشار اوراق بدون رکن ضامن ، توسعه ابزارهای مبتنی برسرمایه در کنار انتشار طیف وسیعی از اوراق بدهی (مانند اوراق وکالت، جعاله، منفعت، مرابحه، استصناع و…) ، تأسیس شرکت های سهامی عام پروژه و تقویت صندوق های سرمایه گذاری بتواند به پویایی نظام تامین مالی کمک کند و در عین حال منجر به افزایش سهم تامین مالی از طریق بازار سرمایه شود.

رییس هیات مدیره بورس تهران در پایان هدف از ایجاد بازار اولیه را تامین مالی بنگاه ها عنوان کرد و گفت: باید توجه کرد عدم توجه به بازار اولیه و عدم هدایت منابع به سمت بازار سرمایه، منجر به افزایش قیمت محصولات مالی در بازار ثانویه در صورت ورود بیش از حد نقدینگی می­گردد. باید توجه کرد که بازار ثانویه به تنهایی مولد نیست و درصورتی که رونق بازار سرمایه به بازار اولیه منتقل شود می تواند منجر به جذب سرمایه، تولید و اشتغال گردد. در واقع هدف از این بازار ایجاد رونق برای هدف اصلی بازار سرمایه که تأمین مالی بنگاه­ هاست و نباید تحت تأثیر بازار ثانویه مورد غفلت قرار گیرد.

بورس در سال جدید به چه سمتی خواهد رفت؟

بورس-در-سال-جدید-به-چه-سمتی-خواهد-رفت

به گزارش الفباخبر ، امیر تقی­‌خان‌­تجریشی در مورد وضعیت بازار سرمایه در سال جاری گفت: ۲ عامل مهم می‌تواند در سال ۱۴۰۱ بر بازار سرمایه کشور تأثیرات مثبتی داشته باشد. اول رشد قیمت‌های جهانی کالاها از جمله محصولات فلزی و معدنی، پتروشیمی و نفت و مشتقات آن و دیگری ورود پول‌های ناشی از تقسیم سود شرکت­های بزرگ بازار سرمایه در فصل مجامع است.

بیشتر بخوانید:

ریزش 7 هزار واحدی شاخص کل بورس
روز پرنوسان بورس با صعود به پایان رسید
رشد ۲۶۳۳ واحدی شاخص بورس تهران

تجریشی در ادامه گفت: خوشبختانه سود خالص شرکت‌های بزرگ بورسی در سال‌های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ رشد مناسبی را تجربه کرده است و شاهد رکورد شکنی فروش شرکت­ها در گزارش‌های ماهانه و فصلی هستیم، به نحوی که در سال ۱۳۹۹ رشد ۲۸درصدی نسبت به میانگین ۳ ساله ۱۳۹۶-۱۳۹۸ و در سال ۱۴۰۰ جهش ۷۸ درصدی را نسبت به میانگین مذکور نشان می‌دهد.

وی ادامه داد، اگر چه این رشد در هر سه گروه صنعتی وجود داشته، اما رشد گروه معدنی فلزی با فاصله قابل توجهی بالاتر بوده است. این گروه نسبت به میانگین ۳ سال ابتدای دوره، رشد ۱۳۰ درصد دلاری را در سود خالص سال ۱۴۰۰ نشان می‌دهد. صعود قیمت کالاهای پایه به ویژه فلزات به سطوح رکورد تاریخی و عدم رشد متناسب هزینه‌های این شرکت‌ها دلایل اصلی این صعود بوده است.

وی افزود: البته بر خلاف جهش سودآوری شرکت‌های بزرگ، هزینه کرد سرمایه‌ای شرکت‌ها و هلدینگ‌های مادر در سال‌های اخیر نسبتاً ثابت و در محدوده ۳ میلیارد دلار سالانه بوده ­است. از مهم‌ترین دلایل آن می‌توان به وجود تحریم‌های ظالمانه و سایر موانع ساختاری جهت اجرای پروژه‌های بزرگ سرمایه‌گذاری و همچنین عدم سهولت تعریف فرصت‌های سرمایه‌گذاری جدید متناسب با سود مازاد تولید شده اشاره کرد. به زبان ساده توان تعریف و هزینه کرد در پروژه‌ها در محدوده فعلی بوده و به دلایل متعدد ساختاری و اجرایی رشد سریع آن متناسب با جهش سود شرکت‌ها میسر نبوده است و امیدواریم با تمهیداتی که در سال ۱۴۰۱ برای انجام پروژه‌های نیمه تمام و طرح­های توسعه‌­ای و همچنین تأمین مالی این طرحها و پروژه‌ها دیده شده است این امر تا حدودی به سرانجام برسد.

این کارشناس بازارسرمایه در ادامه اظهار داشت: نکته دیگر اینکه جریان نقد آزاد سهامداران شرکت‌های بزرگ بورسی که به نوعی معیاری برای تقسیم سود تلقی می‌شود در سال‌های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ جهش‌های بزرگی را تجربه نموده ­است. به نحوی که در سال ۱۳۹۹رشد ۴۵ درصد نسبت به میانگین ۳ ساله ۱۳۹۶-۱۳۹۸ و در سال ۱۴۰۰ جهش ۱۱۶درصد نسبت به میانگین مذکور را نشان می‌دهد. این رشد در گروه معدنی فلزی بسیار قابل توجه و در ابعاد ۲۰۰درصد بوده است که نشان‌دهنده امکان تقسیم سود شرکت‌های این گروه فراتر از روندهای گذشته است.

وی افزود: همچنین رشد پر شتاب سود شرکت‌های بزرگ و عدم رشد متناسب هزینه کرد سرمایه‌ای موجب انباشت بی‌سابقه نقدینگی در ترازنامه این شرکت‌ها شده است. این نقدینگی از محدوده کمتر از ۳ میلیارد دلار در نیمه سال‌های ۱۳۹۶-۱۳۹۸ با ۲۴۰ درصد رشد به بالای ۹ میلیارد دلار در نیمه سال ۱۴۰۰ رسیده است. لذا برآورد می­‌شود تا انتهای سال ۱۴۰۰ قریب ۶ میلیارد دلار و در سال ۱۴۰۱ بالغ بر ۹.۵ میلیارد دلار سود نقدی از محل سودآوری شرکت بزرگ بورسی و هلدینگ‌های سرمایه‌گذاری به دست سهامداران برسد که در این بین بیشترین رشد به گروه معدنی فلزی تعلق دارد. این گروه که در بازه سال‌های ۱۳۹۶-۱۳۹۹ سالانه صرفاً ۱۵ درصد از سود پرداختی شرکت‌های بزرگ را به خود اختصاص داده بود، در سال ۱۴۰۱ می‌تواند با ۴ میلیارد دلار توزیع سود سهم خود را به ۴۵ درصد برساند.

تجریشی همچنین اضافه کرد: اگر ما سهامداران را به طبقات مختلف تقسیم کنیم، با توجه به ماهیت متفاوت رفتاری طبقات سهامداری شرکت‌ها نسبت به سود نقدی دریافتی، سود توزیعی شرکت‌های بزرگ در ۳ طبقه سهامدار شناور، سهامدار عدالت و سهامدار نهادی عمده محاسبه می‌­شود، به نظر می رسد سهامداران شناور فعال‌ترین سهامداران در بازار ثانویه بوده و بیشترین احتمال سرمایه‌گذاری مجدد سود نقدی دریافتی را در معاملات بازار ثانویه دارند که البته این موضوع برای سهامدار عدالت در حداقل خود قرار دارد.

به گفته این کارشناس،‌ سهامداران عمده نهادی نیز از ماهیت‌های متنوعی برخوردار هستند و طیف وسیعی مشتمل بر دولت و سازمان‌های دولتی، صندوق‌های بازنشستگی، بانک‌ها، بنیادها و موسسات عمومی غیردولتی و. را شامل می‌شوند. برگشت سود نقدی دریافتی توسط این گروه به بازار معاملات ثانویه ارتباط مستقیمی با مأموریت‌ها و ساختار مالی آن‌ها دارد. از بین سه دسته سهامدار، سهامداران شناور چه حقیقی و تاثیر مهم بازار ثانویه بر بورس چه حقوقی واجد بیشترین انگیزه و احتمال سرمایه‌گذاری مجدد سود تقسیمی در بازار ثانویه دارند.

تجریشی این را هم گفت: طبق محاسبات، سود پرداختی به سهامداران در سال ۱۴۰۱، رشد ۴ برابر نسبت به سال‌های ۱۳۹۶-۱۳۹۹ را تجربه می‌کند، لذا احتمال دارد بخش قابل توجهی از این مبلغ در قالب تقاضای سهام وارد بازار ثانویه شود که مقایسه ابعاد آن با سوابق ورود پول به بازار سهام و اثرش بر شاخص، بیانگر اهمیت ورود آن است.

وی در پایان گفت: از این جهت به نظر می رسد که فصل مجامع در هفته ها و ماههای پیش رو از لحاظ عملکرد و گزارشات در شرکتهای بزرگ از رونق خوبی بر خوردار باشد و بتواند زمینه را برای آشتی بیشتر سهامداران با بازار سرمایه فراهم کند. گرچه نباید از تأثیر عواملی چون نرخ ارز و همچنین نرخ بهره که می توانند اثرات متفاوتی بر بازار داشته باشند، غافل شد.

اموزش بارداری

بازار ثانویه بورس ایران محلی است که در آن سرمایه گذاران اوراق بهادار را خرید و فروش می کنند و همان بورس سهام که اکثر مردم می شناسند. ما به شما در دوره آموزش بورس همه نکات کلیدی و نحوه سرمایه گذاری و خرید و فروش ارزهای کشورها و دیجیتالی را آموزش می دهیم تا بتوانید به بهترین شکل ممکن معامله کرده و معاملات سودآوری داشته باشید. اگرچه اکثر سهام در بازار اصلی فروخته می شود و بازار بورس تهران و سایر شهرها به عنوان بازار بورس ثانویه هستند.

معاملات بازار ثانویه بورس به معنای سهام جدید نیست و به تأمین مالی شرکت کمک نمی کند. در عوض ، در بازارهای ثانویه ، سهامداران و سرمایه گذاران خارجی سهام ثانویه را خرید و فروش می کنند. قیمت سهم در بازار اولیه ثابت است ، در حالی که قیمت سهم در بازارهای ثانویه متناسب با عرضه و تقاضا تغییر می کند.

درک بازار ثانویه بورس

انواع و اقسام بازار ثانویه بورس وجود دارد و بانک ها و صندوق های سرمایه گذاری و شرکت های بزرگ و کوچک و محل اوراق قرضه از شناخته شده ترین بازار ثانویه بورس هستند. معاملاتی که در بازار ثانویه بورس انجام می شود از بازار اولیه حذف شده است. مثلا بانک وامی را برای خریدار تصویب می کند و سپس بانک آن را در یک معامله ثانویه حذف کرده و در بازار ثانویه بورس می فروشد.

بازار بورس نیویورک، لندن، تهران همان بازار ثانویه بورس هستند که در آن ها معاملات بورس انجام می شود و در این بازار سرمایه گذاران بین خود معامله می کنند. اوراق قرضه، اوراق تجاری بهادار، اسکناس و انواع ارزها در این بازار معامله می شود. بازار ثانویه بورس نوعی بازار حراج است که در آن اوراق بهادار با بورس کالا انجام می شود.

نکات کلیدی بازار ثانویه بورس

-سرمایه گذاران در بازار ثانویه بورس با یکدیگر معامله می کنند و با نهاد صادر کننده اوراق بهادار کاری ندارند
-خرید و فروش اوراق بهادار در بازار ثانویه بورس از طریق بازار گسترده ای از معاملات انجام می شود.

مقایسه بازار ثانویه بورس و بازارهای اولیه

بازار اولیه و بازار ثانویه بورس نسبت به هم متفاوت هستند و اوراق قرضه در بازار اولیه بورس معامله می شود و حتی پیشنهادهای اولیه معاملات در بازارهای اولیه انجام می شود و سرمایه گذار با بانک سرمایه گذاری معامله می کند. سرمایه گذاران می توانند اوراق بهادار را در بازارهای ثانویه معامله کرده و سود حاصل از آن به سرمایه گذار می رسد. حجم معاملات در بازار اولیه بورس محدود بوده ولی در بازار ثانویه بورس نامحدود است.

در بازار اولیه درآمد حاصل از معاملات از آن شرکت است ولی در بازار ثانویه این درآمد به سرمایه گذار تعلق می گیرد. بازار اولیه بورس هیچ موقعیت جغرافیایی ندارد ولی بازار ثانویه بورس مکان و محل جغرافیایی خاصی دارد که در آن معاملات انجام می شود. سرمایه گذاران در بازار اولیه معامله می کنند ولی کارگزاری ها در بازار ثانویه بورس به عنوان واسط وارد عمل می شوند.

نحوه قیمت گذاری در بازار ثانویه بورس

قیمت اکثر معاملات در بازار اولیه از قبل مشخص شده ولی مقادیر عرضه و تقاضا مهم ترین عوامل تعیین کننده ای هستند که در بازار ثانویه بورس بر قیمت ها تاثیر می گذارند. از آن جایی که قیمت سهام در بازار اصلی افزایش می یابد به همین دلیل اکثر سرمایه گذاران دوست دارند که سهام خود را بفروشند و در صورتی که شرکتی سرمایه گذاران خود را از دست بدهد و قیمت سهام افزایش پیدا کند، متضرر خواهد شد.

بازارهای چندگانه و بازار ثانویه بورس

بازار ثانویه بورس همیشه در حال توسعه و گسترش است و حتی این نوع بازارها در مورد وام هم وجود دارند. بیشتر اوراق بهادار بسته بندی شده و به سرمایه گذاران فروخته می شوند.

-ویژگی های بارز بازار ثانویه بورس
-معاملات انبوه
-هزینه پایین معاملات
-شاخص مطمئن برای سنجش رونق یا رکود اقتصاد کشور
-تبدیل راحت به نقد
-تاثیر اخبار بر سهام
-بهترین جایگزین برای پس انداز
-قوانین سخت سرمایه گذاری
-امنیت بالای سرمایه گذاری
-کسب سود از مبالغ سرمایه گذاری
-کنترل بازار اولیه

انواع بازار ثانویه بورس

-چهار نوع بازار ثانویه بورس وجود دارد که به شرح زیر است.
-بازار اول – معاملات سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس
-بازار دوم – معاملات شرکت های غیر بورس در فرا بورس
-بازار سوم – معاملات شرکت های بورس در فرا بورس
-بازار چهارم – معاملات سرمایه گذاران عادی و شرکت و شبکه های الکترونیک

عوامل خطر در بازار ثانویه بورس

اولین ریسک نقدینگی است. از آنجا که تعداد سرمایه گذاران در بازار ثانویه بورس محدود بوده و نقدینگی کمتری نسبت به بازار سهام عمومی وجود دارد. البته گاهی اوقات شاید نتوانید خریدار سهام هایی که می خواهید بفروشید را پیدا کنید.

از این گذشته ، گزارش معاملات شرکت های خصوصی در بازارهای ثانویه ، مطابق با استانداردهای گزارشگری و شفافیت با طرف های عمومی نگهداری نمی شوند. به هر حال آنها هنوز هم خصوصی هستند. در نتیجه ، جمع آوری اطلاعات در مورد عملکرد اساسی و امنیت مالی یک شرکت قبل از مشخص تعداد کردن سهام سرمایه گذاران دشوار خواهد بود.

نتیجه گیری

در بازار ثانویه بورس، سرمایه گذاران باهم معامله می کنند و سود حاصل از معامله به سرمایه گذار تعلق می گیرد و نسبت به بازار اولیه بورس تفاوت هایی دارد و مهم ترین شاخص برای سنجش رونق یا رکود اقتصادی کشور بوده و قوانین سخت سرمایه گذاری بر بازار ثانویه بورس حاکم است و اخبار سیاسی و اقتصادی بر حجم معاملات تاثیر می گذارد.

کانال تلگرامی آموزشی بورس ملت راه اندازی شد خوشحال میشیم با هم باشیم.

عوامل موثر بر شاخص کل بورس ایران کدامند؟

عوامل موثر بر شاخص کل بورس

تاثیر اخبار بر بورس ، تاثیر تورم بر شاخص بورس و مواردی از این دست بسیار در روند شاخص کل بورس تاثیرگذار است. حالا سوال اینجاست که در کنار مواردی که گفتیم، عوامل موثر بر شاخص کل بورس کدام است و این عوامل، چگونه موجب بالا رفتن شاخص بورس و یا کاهش شاخص های بورسی است؟ به صورت کلی در خصوص با عوامل موثر بر شاخص کل بورس ایران می توان گفت که معاملات حقوقی ها، اخبار و رسانه های مختلف، انتظار تورمی سهامداران، پتانسیل سودآوری شرکت ها و صنایع مختلف بورسی، میزان نقدینگی کشور، وضعیت بازارهای موازی اقتصادی مثل بازار سکه و طلا و همچنین بازار دلار، خودرو و سایر بازارها، میزان امیدواری به آینده بورسی، سطح دانش معامله گران از بورس و روند انجام معاملات و مواردی اینچنینی در تعیین عدد شاخص کل بازار بورس موثر هستند که در متن دقیق تر عوامل موثر بر شاخص کل بورس را یاد خواهید گرفت.

عوامل موثر بر شاخص کل بورس

پیش ‌بینی شاخص بورس از چالش ‌های بورس به حساب می آید. از سرمایه ‌گذاران خرد تا شرکت‌ های سرمایه‌ گذاری دوست دارند بدانند که رفتار بعدی بازار چطور خواهد بود. آیا بازار رونق خواهد گرفت یا به روند نزولی خود ادامه خواهد داد؟ برای پیش ‌بینی شاخص بورس روش ‌های گوناگونی وجود دارد، ولی در ابتدای امر باید عوامل تاثیرگذار در بازار سهام را بدانید تا بتوانید پیش بینی دقیق تری از آینده بورس داشته باشید.

درصورتی که تمایل دارید تا از خدمات ۲۵ درصد تخفیف کارمزد در بورس، سرمایه گذاری بر روی حق تقدم و یا فروش آن و … بهره مند شوید میتوانید از طریق لینک زیر اقدام به ثبت نام نمایید.

از نگاه‌ های بنیادین به صنایع گرفته تا تحلیل‌ های نموداری و به کار بستن شبکه‌ های عصبی و هوش ‌های مصنوعی. حتی افرادی هستند که معتقدند حرکت شاخص بورس حرکتی کاملا تصادفی و غیر قابل‌ پیش ‌بینی است. به این منظور که بتوانیم درک مناسب تری از وضعیت آینده بازار سرمایه و شاخص کل داشته باشیم، بهتر است نگاهی اجمالی به پارامترهای با اهمیت و تاثیرگذار این روزهای بازار سرمایه داشته باشیم، پس همراه سایت کد بورسی بمانید.

۱) انتظار تورمی

با ‌توجه به تجربیات پیشین، محرک تاثیرگذار و تاریخی قیمت ‌ها در بورس، تورم است و بقیه عوامل در اولویت‌ های بعدی جای خواهند گرفت. کسری بودجه چنانچه به درستی از طرف دولت جبران نشود، به قطع منجر به تشدید انتظار تورمی می‌ شود و به این صورت به رشد قابل ‌توجه بازار منجر خواهد شد که معمولا هم همین خواهد شد! با ‌توجه به احتمال برداشت از منابع ارزی صندوق توسعه یا افزایش احتمالی پایه پولی، برای امسال می ‌توان تورم بالایی را پیش‌ بینی کرد و با‌ توجه به محدودیت منابع ارزی که چه به واسطه تحریم و چه به خاطر رکود داخلی وجود دارد، عمدتا قیمت ارز تمایل زیادی به افزایش دارد.

این بدین معنی است که ارزش ریال مطابق با روال گذشته تاثیر مهم بازار ثانویه بر بورس کاهش خواهد یافت و اگر این امر محقق شود، یعنی تورم بالا برود یا قیمت دلار افزایش پیدا نماید، اغلب شاخص بورس می ‌تواند رشد بیشتری را تجربه کند، به این دلیل که هم دارایی شرکت ‌ها گران ‌تر شده است و هم در بخش تولید و فروش شرکت ‌ها افزایش قیمت اعمال شده است، حتی اگر این افزایش صرفا عددی باشد و نه تاثیرگذار بر ارزش واقعی شرکت ‌ها.

۲) نقدینگی سرگردان

ارزش معاملات بالای ۱۰ هزار میلیارد تومانی به همراه صف ‌های خرید عرضه نشده‌ هشت هزار میلیاردی در هفته‌ ها و ماه های گذشته از یکسو و تشکیل صف‌ های سنگین با ارزش معاملات پایین ‌تر از متوسط ماهانه در روزهای گذشته از طرف دیگر، بیانگر سردرگمی شدید سهامداران و در راس آنها کد اولی ‌های این روزهای بورس است. همچنین تفاوت ‌های فاحش بین قیمت ‌های پایانی و قیمت آخرین معامله سهام هنگام معاملات روزانه نیز گواه دیگری بر این هیجانات است.

مهم ترین دلیل این آشفتگی معاملاتی و تکانه‌ های شدید اخیر را باید در سیاست‌ های اشتباه مقام ناظر در مورد ورود مستقیم سرمایه ‌گذاران جدید و سخت ‌گیری برای اعطای مجوزهای افزایش سقف اغلب صندوق ‌های سرمایه‌ گذاری مشترک دانست. امری که در صورت تحقق می‌ توانست موجب تعدیل هیجانات سرمایه‌ گذاران جدید و اعمال مدیریت حرفه ‌ای دارایی ‌های آن ها به وسیله نهادهای مالی با مدیریت حرفه ‌ای شود.

۳) بازارهای اقتصادی موازی

به صورت طبیعی و منطقی همواره قیمت هر بازاری باید روی قیمت دیگر بازارهای موازی خود تاثیر بگذارد تا جایی ‌که اثرات سوداگرانه و سفته‌ بازانه به میزان مطلوبی تعدیل شود، لذا کاهش ارزش ریال و به‌ دنبال آن افزایش قیمت ارز و سکه، هرچند به میزان کم تری، اثر افزایش شاخص‌ های بورس را نشان دادند و روند صعودی به خود گرفتند. دولت مجبور است تقاضای سوداگرانه را میان این بازارها به نوعی تقسیم کند.

این نکته را باید در نظر داشته باشید که امکان مهار مطلق دیگر بازارهای سرمایه ‎گذاری موازی و تمرکز کامل بر بازار سرمایه امری غیرمتعارف و غیرممکن به ‌نظر می آید. بازار بورس فعلی رقیبی ندارد و امروزه بزرگ‌ ترین بخش سفته ‌بازی اقتصاد کشور را به خود اختصاص داده است، به این دلیل که بازار ارز با محدودیت ‌های نقل‌ و انتقال شدید پول و با محدودیت بانک مرکزی در گردش نقدینگی، بسیار کند و پر ریسک شده، بازار سکه و طلا نیز روزهای پرنوسان و غیر مطمئن را تجربه می ‌کند و بازار مسکن نیز همچنان دارای ضعف تقاضا است.

با این حال امروزه بازار بورس کشور به نظر آخرین سنگر برای مهار قدرت مخرب نقدینگی است و در صورت عدم موفقیت در پیاده‌ سازی استراتژی ‌های کلان سیاست‌ گذاران در این مسیر معلوم نیست کدام ابزار قرار است منجی اقتصاد ایران باشد. همین طور سابقه تاریخی حرکت قیمت ارز نشان می‌ دهد اغلب در نیمسال دوم باید شاهد تحرکات مثبت بیشتری بود و این افزایش قیمت ارز محرک سود شرکت‌ ها نیز خواهد شد، به خاطر این که این حرکت ارزی عمدتا ناشی از آن است که کسری بودجه دولت نمود بیشتری در ۶ ماه دوم دارد و قیمت ‌های پایین احتمالی نفت این موضوع را تشدید خواهد کرد و به افزایش نقدینگی و تورم مجدد منتهی خواهد شد.

۴) صندوق ‌های قابل ‌معامله دولت

از دیگر نگرانی ‌های روزهای اخیر در مورد بازار مربوط به صندوق ‌های سرمایه‌ گذاری قابل‌ معامله دولتی است که در اولین صندوق با نماد معاملاتی دارا یکم کمتر از ۴۰ درصد از کل واحدهای آن به وسیله مردم خریداری شد و نمی ‌توان آن را عرضه ‌ای کاملا موفقیت ‌آمیز خواند، همچنین در عرضه صندوق پالایش هم به همین صورت مشارکت مردمی به دلیل بی اعتمادی به دولت بسیار پایین بود و وقتی که صندوق پالایش یا همان دارا دوم بازگشایی شد، دلیل این بی اعتمادی کاملا نمایان شد و مشخص شد که سود و ضرر مردم برای دولت مردان کوچک ترین ارزشی ندارد و هم اکنون این صندوق با ضرر همراه شده است!

در واقع به نظر می ‌رسد یکی از دلایلی که به شرکت ‌های حقوقی اجازه شرکت در پذیره‌ نویسی داده نشده، برنامه ‌ریزی در راستای حمایت از صندوق قابل معامله مذکور در بازار ثانویه باشد. همچنین با توجه به اینکه تا پایان سال ۱۴۰۰ دولت باید از مدیریت این صندوق‌ ها کناره ‌گیری نماید و هر شخصی که بیش از ۰٫۱ درصد از سهام این صندوق‌ ها را داشته باشد، می‌تواند در مجمع شرکت کند، به ‌صورت بالقوه شرایط برای حمایت حقوقی‌ ها از این نحوه‌ تامین‌م الی دولت فراهم خواهد بود. اگر دوست دارید بدانید پذیره نویسی در بورس به چه معناست این مطلب به شما کمک می کند.

۵) سامانه معاملات

یکی از اتفاقات نادر بازار سهام در امسال چندتکه شدن بازار و تداوم معاملات تا بعد از ساعت رسمی بازار است که این روزها به شکلی نامحسوس در رفتار معاملاتی سرمایه‌گذاران نمود پیدا کرده است. سیاستی که به نظر تنها راه چاره برای مدیریت سامانه منسوخ شده معاملات در نظر گرفته شده است. سامانه معاملاتی در هفته ‌های اخیر فشاری بیش از ۱۰ برابر و در برخی روزهای خاص تا ۲۰ برابر ظرفیت اسمی طراحی شده خود در بخش تعداد معاملات را متحمل می ‌شود و می ‌توان این طور گفت که دریافت که حتی با بخش‌بندی‌ بازار در ساعت ‌های مختلف معاملاتی، همچنان ایرادات بسیاری بر آن وارد است. اهمیت هسته معاملات در روندهای روزانه زمانی نمود پیدا می ‌کند که بدانیم به دفعات و به‌علت عدم آگاهی فعالان و معامله ‌گران از قیمت ‌های دقیق، گاه صف‌ های فروش عریض و طویل تشکیل می‌ شود و روند طبیعی بازار را تحت ‌تاثیر قرار خواهد داد.

عوامل موثر بر شاخص سهام

همواره به دو دلیل سامانه معاملات می‌ تواند تحت فشارهای بسیار بیشتری قرار بگیرد و این امر مسلما بر شاخص کل نیز تاثیرگذار خواهد بود؛ مورد اول افزایش تعداد کدهای معاملاتی و مورد دوم رقیق شدن سهام شرکت ‌های پرتعداد از محل تجدید ارزیابی دارایی‌ هاست که به افزایش چندبرابری تعداد معاملات سهام شرکت ‌ها منتهی می شود و قاعدتا باید منتظر تغییرات زیرساختی زیادی در ساختار معاملاتی بازار سرمایه باشیم، لذا پارامتر هسته معاملات باید به عوامل موثر بر رشد شاخص و پیش ‌بینی رفتار سرمایه ‌گذاران به ‌عنوان یک متغیر ساختاری اضافه شود. حتی چنانچه هنوز تاثیرات دقیق آن قابلیت سنجش نداشته باشد.

۶) صورت ‌های مالی و گذارشات عملکرد شرکت‌ ها

در روزهای گذشته صورت ‌های مالی سالانه شرکت‌ ها برای سال مالی پیش بر روی سامانه کدال قرار گرفت. این جریان اطلاعات حائز اهمیتی را می ‌توان نخستین تلنگر جدی بر وضعیت عملیاتی شرکت ‌ها قلمداد کرد. تغییرات قیمتی از ابتدای سال ۹۹ تا قبل از خواندن گزارش ‌ها، عموما با توجه ‌به جریان نقدینگی اتفاق افتاده بود. نکته مهم در بیشتر گزارش ‌های سالانه عملکرد شرکت‌ های بورسی را می‌ توان رشد معنادار بهای تمام‌شده و در برخی موارد پیشی گرفتن هزینه‌ ها از درآمدها و در نتیجه فشار بر میزان سودآوری شرکت‌ ها به شمار آورد که موجب به هم خوردن تعادل رشد سودآوری با رشد قیمت سهام شده است.

به نظر می آید به رغم رشد حدود ۱۵ درصدی میانگین نرخ ارز آزاد و نیما نسبت به فصل زمستان ۹۸، به ‌علت افت قیمت ‌های جهانی از یک طرف و همچنین محدودیت ‌های تولید و فروش محصولات به دلیل شیوع بیماری کرونا، از طرفی دیگر، انتظار نمی ‌رود گزارش‌ های فصل بهار نیز بهتر از زمستان باشد و فعالان باید بهانه‌ های ادامه رشد بازار را در تاثیر مهم بازار ثانویه بر بورس عواملی غیر از فعالیت‌ های عملیاتی شرکت ‌ها جست ‌و جو نمایند.

۷) احساسات سرمایه ‌گذاران

این طور فرض کنید که هیچ عاملی در هیچ‌ جایی عوض نشود، ولی به هر دلیلی علاقه عمومی به بازار بروس افزایش پیدا کند. در این صورت شاخص بورس رشد خواهد کرد. همین طور سرخوردگی عمومی می ‌تواند موجب خروج فعالان از بازار شود. شاید آن‌ ها جایی بهتر برای سرمایه‌ های خود پیدا کنند. به عنوان مثال ترجیح بدهند به ‌جای سهام بر روی بازار مسکن سرمایه‌ گذاری کنند. فسادهای سازمانی، تبعیض، عدم شفافیت در اطلاعات، رانت، تقلب و تبانی باعث دلسرد شدن سرمایه‌ گذاران و رکود بازار بورس می شود.

۸) چشم ‌انداز و انتظارات از بورس

انتظار ما از آینده، حتی بیشتر از شرایط فعلی بر رفتارهای امروز ما اثرگذار خواهد بود. کسی که سال آینده قصد دارد شهر یا کشور محل زندگی‌اش را تغییر بدهد، بعید است خانه‌ای با اقساط بلندمدت خریداری کند. در مورد بازار بورس هم وضع به همین صورت خواهد بود. چنانچه اکثر مردم به آینده اقتصادی کشور خوش ‌بین باشند، تمایلشان به خرید سهام افزایش پیدا خواهد کرد و همچنین در مقابل انتظارات منفی مثل بدبینی، نگرانی، ترس، عدم قطعیت و احتمال جنگ آن ‌ها را به سمت نقد کردن دارایی سوق می‌ دهد، از همین روی اخبار بد و دلسردکننده می‌تواند موجب سقوط شاخص بورس گردد.

۹) تغییرات تصادفی و پیچیدگی

می توان گفت که ثبات سیاسی بر بازار بورس به صورت مستقیم اثرگذار است، ولی موضوع اصلی اینجا است که به درستی نمی‌ دانیم هر یک از این عوامل به صورت کمّی چقدر بر بازار اثرگذار هستند. همچنین هیچ‌ کس نمی ‌داند که آیا تاثیر تورم بر بازار بیشتر است یا نرخ بهره؟ از طرفی هیچ‌ کدام از این عوامل مستقل از هم نیستند. شرایط سیاسی بر تورم تاثیر می ‌گذارد. نرخ بهره و نرخ ارز تابع تورم هستند. مشکلات ساختاری مانند فساد می ‌تواند تورم را بیشتر کند و همین مشکلات احساسات مردم را تغییر می ‌دهد.

زمانی که بیش از ۱۰۰ هزار انسان که هر کدام به تنهایی پیش ‌بینی ‌ناپذیر هستند، قرار می ‌شود تصمیمی بگیرند، رخدادهای تصادفی اجتناب ‌ناپذیر خواهد شد. تصمیماتی که بیشتر از علت های عقلانی و منطقی تابع شرایط روان ‌شناختی و احساسی است. حتی بعضی اوقات تاثیر این عوامل غیرمنطقی بیشتر از مواردی است که ما به آن‌ها اشاره کردیم. تمامی این موارد بازار بورس را به یک سیستم پیچیده تبدیل می‌کند. یعنی نمی‌ شود این طور بیان کرد که تغییر در چه عاملی موجب ایجاد چه تغییری، در چه راستایی و با چه بزرگی خواهد شد.

۱۰) نرخ ارز

برخی از شرکت ‌ها واردکننده کالا هستند و برخی دیگر صادرکننده، لذا چنانچه قیمت ارز افزایش یابد، تامین مواد اولیه برای شرکت‌ های متکی بر واردات دیگر آسان نیست. در مقابل گران شدن دلار موجب می ‌شود که کالاهای صادراتی برای خارجی ‌ها ارزان ‌تر و جذاب ‌تر شوند. به منظور بررسی تاثیر قیمت ارز باید هر صنعت را جداگانه بررسی کرد. به عنوان مثال افزایش قیمت ارز می ‌تواند قیمت خودروی خارجی را با افزایش روبرو کند و همین امر می تواند موجب افزایش فروش خودروسازان داخلی شود. اگرچه این شرکت ‌ها صادرکننده خودرو نیستند. در مجموع می تاثیر مهم بازار ثانویه بر بورس ‌توان گفت که افزایش قیمت دلار با رونق بورس همراه خواهد بود.

نتیجه گیری و کلام پایانی

بر این اساس از میان عوامل بسیار موثر بر شاخص قیمت سهام، عوامل تورم، رشد اقتصادی، درآمد خانوار، نرخ بهره ، نرخ ارز، پس ‌انداز، نقدینگی، واردات، صادرات، درآمدهای نفتی، باز بودن اقتصاد، بازار طلا، بازار ارز، بازار مسکن و سپرده‌ گذاری بانکی برگزیده شده و در سه گروه عوامل اقتصادی، عوامل تجاری و بازارهای جایگزین تقسیم‌ بندی گردیده ‌اند. جالب است بدانید که از ۳ عامل اقتصادی، تجاری و بازارهای جایگزین به عنوان تبیین کننده مدل، عوامل اقتصادی و بازارهای جایگزین دارای ارتباط مستقیم بر شاخص قیمت هستند، ولی عوامل تجاری به صورت مستقیم بر شاخص قیمت سهام تاثیر نمی ‌گذارد بلکه اثر خود را از طریق عوامل اقتصادی بر شاخص قیمت سهام وارد می‌‌ کنند.

به غیر از عواملی که گفتیم، شما فکر می ‌کنید عوامل موثر بر شاخص کل بورس چیست؟

اگر دوست دارید تغییرات وضعیت بازار را به صورت روزانه در بازار بورس رصد کنید، این لینک می تواند شما را رایگان کمک کند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.